گزارش به ملت

:: گزارش به ملت

با نزدیک‌شدن به سال پایانی دولت تدبیر و امید، تهاجم سازمان‌یافته مخالفان رئیس‌جمهور وارد مرحله جدیدی شده است و اتاق‌های فکر آنان هر روز سناریوی جدیدی را برای ناکام‌جلوه‌دادن دولت در عرصه‌های داخلی و خارجی طراحی می‌کنند. در همین رابطه، اظهارات رئیس بانک مرکزی پس از مذاکره با وزیر خزانه‌داری آمریکا، بار دیگر بهانه‌ای را برای مخالفان فراهم کرد تا این سخنان را به‌نظر خود «مصداقی براي طبل توخالی برجام» بینگارند و با درشت‌ترین تیترهای خبری و سخیف‌ترین عبارات، بزرگ‌ترین دستاورد کشور در عرصه دیپلماسی را زیر سؤال ببرند.  جنجال‌آفرینی رسانه‌ای پرتعداد مخالفان داخلی برجام و کوبیدن بر طبل شعار تحقق‌نیافتن وعده‌های دولت در رفع و لغو کامل تحریم‌ها، بیش از آنکه واقعی و از سر دلسوزی برای مردم و کشور باشد، ناشی از شکست‌های پی‌درپی تندروها و کلیدخوردن مبارزات زودهنگام انتخاباتی ریاست‌جمهوری خرداد سال آینده است. فارغ از اینها، اینکه وظیفه روحانی، دولتمردان و حامیان او در شرایط حساس کنونی چیست و چگونه باید از عملکرد و دستاوردهای ٣٠ ماه گذشته دفاع کرد تا از میزان تخریب سازمان‌یافته مخالفان و تأثیرات سوء آن در دل مردم كاسته شود، موضوعی است قابل‌تأمل که غفلت از آن، فضا را برای دلواپسان فراهم می‌کند. در میان شادی مخالفان برجام از اظهارات دکتر سیف، آقای حمید بعیدی‌نژاد، از اعضای تیم مذاکره‌کننده کشورمان در مذاکرات، در نوشته‌ای به تبیین جغرافیای سخنان دکتر سیف و مشکلات تکنیکی استفاده از پول‌های آزاد‌شده کشور به دلیل همراهی‌نکردن آمریکا در تبدیل ذخایر آزادشده ایران به دلار پرداخت تا از این رهگذر به روشنگری بپردازد. هم‌زمان با این روشنگری در دفاع از کلیت برجام، گزارش اخیر وزارت امور خارجه به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، حاوی نکات بسیار مهمی در پیشرفت‌های اجرای برجام در سه ماه گذشته و دستاوردهای کشور از قبل توافق هسته‌ای است. با وجود این، شناخت دقیق مخاطبان و بیان هر نکته در جایگاه خود از امور مهمی است که غفلت از آن می‌تواند شرایط نامطلوبی را داخل کشور فراهم کند. نمونه این مسئله، اظهارات برحق دکتر سیف در مذاکره با وزیر خزانه‌داری آمریکا و در جمع نخبگان شورای روابط خارجی این کشور و بیان مطالبات و انتظارات ایران از آمریکا و تلاش برای رفع موانع مالی و پولی برای استفاده از ذخایر ارزی آزادشده از بانک‌های هند، چین، ژاپن و... پس از برجام است که به صورتی کاملا وارونه به مردم ارائه شد و دستاوردهای شگرف برجام را در مقابل سیاه‌نمایی مخالفان داخلی قرار داد. پوشیده نیست که برجام متنی است به‌غایت پیچیده و تخصصی. آمریکا مدعی است دسترسی به سیستم پولی دلار، بخشی از مذاکرات نيست و در برجام نیز به آن اشاره نشده است. این مشکل در گرو مذاکرات تخصصی سیاسی و پولی با طرف آمریکایی، استفاده از لابی اروپا برای فشار به آن کشور و مواردی از این دست است. طرح این مباحث پیچیده در فضای رسانه‌ای، آن هم به شکلی که مطرح شد، نتیجه‌ای جز آنچه در چند روز گذشته شاهد بودیم، نخواهد داشت. مضافا اینکه به مصداق «جز راست نباید گفت، هر راست نشاید گفت»، بیان مطالبات برحق در مذاکره با طرف مقابل، لزوما به معنای طرح آن در فضای عمومی به‌شدت گرفتار سیاه‌نمایی مخالفان دولت‌نیست. 

روش تاکتیکی درست ظریف و سیف در مذاکره برای تحت فشار قرار‌دادن طرف مقابل و وادارکردن آنها در تسریع عمل به تعهداتشان در برجام، لزوما نمی‌تواند مجوزی برای بیان همان مطالب در فضای عمومی و دادن فرصت به مخالفان باشد. به نظر می‌رسد دولت روحانی به دلیل گرفتاری در چنبره مشکلات اقتصادی که میراث ناکارآمدی و دست‌اندازی به بیت‌المال توسط سودجویان در دولت اصولگرای احمدی‌نژاد است - و اکنون کلیت کشور درگیر پرونده‌های فساد مالی برای احیای حقوق ملت است- در مقابل حملات سازمان‌یافته رسانه‌های پرتعداد اصولگرا به‌ویژه فضای گسترده مجازی، در لاک دفاعی فرو رفته، تاجایی‌که به جای بیان دستاوردها، برخی دولتمردان نیز کم‌کم به زبان منتقدان سخن می‌گویند.
حجم عظیم دستاوردهای برجام را نباید به گزارش اخیر وزارت خارجه به مجلس یا نوشته بعیدی‌نژاد در پاسخ به منتقدان اظهارات دکتر سیف محدود کرد. دولت باید با استفاده از ابزارهای ولو اندک رسانه‌های مستقل، به طور مستمر مردم را در جریان پیشرفت‌ها و دستاوردهای برجام قرار دهد. در شرایطی که مخالفان با استفاده از اشراف‌نداشتن افکار عمومی به متن پیچیده و به‌شدت حقوقی و فنی برجام، در معرض تهاجم سازمان‌یافته دلواپسان و تحمیل مطالب و مطالبات خارج از برجام قرار دارند، مردم حق دارند بدانند برای بازشدن فضای جهان به روی ایران و خروج از انزوای تحمیل‌شده به ما در دوران دولت و مجلس اصولگرایان، ‌در دولت روحانی چه راهی طی شده است. صف طولانی درخواست عالی‌ترین مقامات کشورهای جهان برای سفر به ایران، لغو تحریم صادرات نفت و دستیابی به فروش دو‌ میلیون بشکه با وجود ازدست‌دادن بازارهای قبل از تحریم، ازسر‌گیری ارتباطات بانکی با سیستم مالی جهان که کار دلالان تحریم و فساد ناشی از آن را یکسره خواهد کرد، افزایش چشمگیر صادرات محصولات پتروشیمی، احیای ناوگان هوایی، ایجاد فضای سهل‌تر کسب و کار با جهان، آمادگی بزرگ‌ترین شرکت‌های جهان برای بازگشت به ایران و از همه مهم‌تر احیای کرامت ملت بزرگ ایران با از‌بین‌رفتن پروژه «ایران‌هراسی» از جمله دستاوردهای افتخارآفرین برجام است. (سایر حوزه‌های سیاست داخلی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و... و دستاوردهای آن، البته از حوصله این مجال خارج است.) همان‌طورکه در گزارش وزارت خارجه به مجلس آمده است، این واقعیتی انکارناپذیر است که «به موجب برجام و در چارچوب اختیاراتی که به تیم مذاکره‌کننده اعطا شده بود، فقط تحریم‌های اقتصادی و مالی مرتبط با مسائل هسته‌ای رفع شده و تحریم‌های مرتبط با بهانه‌های دیگر ازجمله برنامه موشکی، تروریسم، حقوق‌ بشر و به‌طورکلی تحریم‌های اولیه آمریکا باقی مانده‌اند. تحریم‌های تسلیحاتی و موشکی نیز در فاصله پنج و هشت سال لغو می‌شوند. این حقیقت که تحریم‌های غیرهسته‌ای باقی می‌مانند، از ابتدای مذاکره روشن بوده و هیچ‌گاه مکتوم نشده است». در این راستا پیشنهاد مشخص نگارنده به دولت محترم این است که دستگاه‌های مختلف اجرائی و نظارتی در دستورالعملی مکلف شوند در گزارشی جامع و جداولی روشن، وضعیت کشور در همه زمینه‌های اقتصادی در چهار مقطع سال ١٣٨٤ (سال آغازین دولت نهم)، ١٣٨٩ (سال آغاز تحمیل تحریم‌ها)، ١٣٩٢ (سال روی‌کارآمدن دولت یازدهم) و سه ماه آخر سال ١٣٩٤ (آغاز اجرای برجام) را به مردم ارائه دهند «تا سیه‌روی شود آنکه در او غش باشد».

روزنامه شرق ، چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395، ص 1 ( سرمقاله)

لینک مطلب:

/http://sharghdaily.ir/News/90908

 

متن ارسالی به شرق

ضرورت گزارش دولت به ملت

با نزدیک شدن به سال پایانی دولت تدبیر و امید ، تهاجم سازمان یافته  مخالفان روحانی وارد مرحله جدیدی شده و اتاقهای  فکر آنان هر روز سناریوی جدیدی را برای ناکام جلوه دادن دولت در عرصه های داخلی و خارجی طراحی می کنند. در همین رابطه اظهارات رئیس بانک مرکزی پس از مذاکره با وزیر خزانه داری آمریکا بار دیگر بهانه ای را برای مخالفان فراهم کرد تا این سخنان را بزعم خود مصداقی بر طبل توخالی برجام انگاشته و با درشت ترین تیترهای خبری و سخیف ترین عبارات بزرگترین دستاورد کشور در عرصه دیپلماسی را به زیر علامت سوال کشند.

جنجال آفرینی لشکر رسانه ای مخالفان داخلی برجام  و کوبیدن برشعار عدم تحقق وعده های دولت در رفع و لغو کامل تحریم ها بیش از آنکه واقعی و از سردلسوزی برای مردم و کشور باشد ، ناشی از شکست های پی در پی دلواپسان داخلی و کلید خوردن مبارزات زود هنگام انتخاباتی ریاست جمهوری آینده است. ولی اینکه وظیفه دولت و حامیان او در شرایط حساس کنونی چیست و چگونه باید از عملکرد و دستاوردهایش در سی ماه گذشته دفاع کند تا از میزان تخریب سازمان یافته مخالفان  بکاهد و از تاثیرات سوء آن در دل مردم که پس از انتخابات 92  به برچیده شدن فساد و امید به آینده ای بهتر  بکاهد، موضوعی است قابل تامل که غفلت از آن عرصه ترکتازی دلواپسان را فراهم می کند.

در میان سوت و کف زدن های مخالفان برجام به اظهارات دکتر سیف، آقای بعیدی نژاد یکی ار اعضاء تیم مذاکره کننده کشورمان در مذاکرات در  نوشته ای به تبیین جغرافیای سخنان دکتر سیف و مشکلات تکنیکی استفاده از پول های آزاد شده کشور به دلیل عدم همراهی آمریکا در تبدیل ذخایر آزاد شده ایران به دلار پرداخت تا از این رهگذر بر افکار عمومی که به شدت در برابر سخنان سیف دچار سردرگمی شده بودند، تاثیر گذاشته و به روشنگری بپردازد.همزمان با این روشنگری بعیدی نژاد در دفاع از کلیت برجام ، گزارش اخیر وزارت امورخارجه به کمسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی حاوی نکات بسیار مهمی در پیشرفتهای اجرای برجام در سه ماه گذشته و دستاوردهای کشور از قبل توافق هسته است.

با این وجود  شناخت دقیق مخاطبان و بیان هر نکته در جایگاه خود از امور مهمی است که غفلت از آن می تواند شرایطی را در داخل کشور فراهم آورد که اظهارات برحق دکتر سیف در مذاکره با وزیر خزانه داری آمریکا و جمع نخبگان شورای روابط خارجی این کشور و بیان مطالبات و انتظارات ایران از آمریکا و تلاش برای رفع موانع مالی و پولی برای استفاده از ذخایر ارزی آزاد شده از بانک های هند ، چین ، ژاپن و ....پس از برجام ، بصورتی کاملا وارونه به مردم ارائه گردد و دستاوردهای شگرف برجام  در مقابل سیاه نمایی مخالفان رنگ بازد.

پوشیده نیست که برجام متنی است به غایت پیچیده و تخصصی .آمریکا مدعی است که دسترسی به استفاده از سیستم پولی دلار بخشی از مذاکرات نبوده و در برجام نیز بدان اشاره نشده است.این مشکل در گرو مذاکرات تخصصی  سیاسی و پولی با طرف آمریکا ، استفاده از لابی اروپا برای فشار به آن کشور و ....قس علهذاست.طرح این مباحث پیچیده در فضای رسانه ای آن هم به شکلی که مطرح شد ، نتیجه ای جز آنچه که طی چند روز گذشته شاهد بودیم نخواهد داشت.مضافا اینکه به مصداق " جز راست نباید گفت ،هر راست نباید گفت " بیان مطالبات برحق در مذاکراه با طرف مقابل لزوما به معنای طرح آن در فضای عمومی به شدت گرفتار سیاه نمایی مخالفان دولت نیست.روش تاکتیکی درست ظریف و سیف در مذاکره برای تحت فشار قرار دادن طرف مقابل  و وادار کردن آنها در تسریع عمل به تعهداتشان در برجام لزوما نمی تواند مجوزی به بیان همان مطالب در فضای عمومی و دادن فرصت به مخالفان باشد.

 به نظر می رسد دولت روحانی به دلیل گرفتاری در چنبره مشکلات اقتصادی که میراث بی تدبیری ، ناکارآمدی و غارتگری بیت المال توسط سود جویان  در دولت گذشته است و اکنون کلیت نظام درگیر پرونده ها فساد مالی برای احیاء حقوق ملت است ، در مقابل حملات سازمان یافته لشکر عظیم رسانه ای و شدت آتش تهیه مخالفان در رسانه های بیشمار و فضای گسترده مجازی  به لاک دفاعی فرو رفته تا جاییکه به جای بیان دستاوردهای خود برخی از دولتمردان نیز کم کم به زبان منتقدان سخن می گویند.

حجم عظیم  دستاوردهای برجام  را نباید به گزارش اخیر وزارت خارجه به مجلس و یا نوشته بعیدی نژاد در پاسخ به منتقدان اظهارات دکتر سیف محدود کرد.دولت با استفاده از ابزارهای ولو اندک رسانه ای به  طور مستمر مردم را در جریان پیشرفت ها و دستاورهای برجام قرار دهد.در شرایطی که مخالفان با استفاده از عدم اشراف افکار عمومی به متن پیچیده و به شدت حقوقی و فنی برجام در معرض تهاجم سازمان یافته دلواپسان و تجمیل مطالب و مطالبات خارج از برجام قرار دارند ، مردم حق بدانند که باز شدن فضای جهان  و خروج از انزوای تحمیلی ، صف طولانی درخواست عالی ترین مقامات کشورهای جهان برای سفر به ایران ، لغو تحریم صادرات نفت و دستیابی به فروش دو میلیون بشکه علیرغم از دست دادن بازارهای قبل از تحریم ، از سر گیری ارتباطات بانکی با سیستم مالی جهان ، افزایش چشمگیر صادرات محولات پتروشیمی،  احیاء ناوگان هوایی، ایجاد فضای سهل تر کسب و کار با جهان ، آمادگی بزرگترین شرکت های جهان برای بازگشت به ایران و .....از همه مهمتر احیاء کرامت ملت بزرگ با از بین رفتن پروژه " ایران هراسی " از جمله دستاوردهای افتخار آفرین برجام است.ضمن اینکه همانطور که در گزارش وزارت خارجه به مجلس آمده است این واقعیتی انکار ناپذیر  است که "  به موجب برجام و در چارچوب اختیاراتی که به تیم مذاکره کننده اعطا شده بود تنها تحریم‌های اقتصادی و مالی مرتبط با هسته‌ای رفع شده و تحریم‌های مرتبط با بهانه‌های دیگر از جمله برنامه موشکی، تروریسم و حقوق بشر و به طور کلی تحریم‌های اولیه آمریکا باقی مانده‌اند. تحریم‌های تسلیحاتی و موشکی نیز در فاصله 5 و 8 سال لغو می‌شوند. این حقیقت که تحریم‌های غیرهسته‌ای باقی می‌مانند از ابتدای مذاکره روشن بوده و هیچ‌گاه مکتوم نشده است ".

در این راستا پیشنهاد مشخص این قلم به دولت محترم این است که کلیه دستگاه های مختلف اجرایی  طی دستور العملی مکلف گردند گزارش جامع و ارائه جداولی روشن ، وضعیت کشور در همه زمینه های اقتصادی و مالی در چهار مقطع سال 1384 ( سال آغازین دولت نهم )، 1389 ( سال آغاز تحمیل تحریم ها)،  1392 ( سال روی کار آمدن دولت یازده ) و سه ماه آخر سال 1394 ( آغاز اجرای برجام ) را به مردم ارائه دهند تا سیه روی شود آنکه در او غش باشد   

 

جاوید قربان اوغلی

31 فروردین 1395

 

 

    

 

 

 

 

 

منبع : سحوری گزارش به ملت
برچسب ها : برجام ,دولت ,مخالفان ,کشور ,دستاوردهای ,مردم ,وزارت خارجه ,اجرای برجام ,فضای عمومی ,مردم ارائه ,برجام قرار ,تحریم‌های اولیه آمریکا ,گزارش وزارت

برجام و مسولیت ملی منتقدان

:: برجام و مسولیت ملی منتقدان

جنجالهای مرتبط با توافق برجام و مشکلات و موانع اجرای آن چند صباحی است که بر فضای کشور سایه افکنده و به شدت به آرامش اجتماعی منتج از توافق  و امید مردم  را به چالش کشیده است. برخی از منتقدان آنچنان سخن می گویند که گویی توافق با شش قدرت بزرگ جهان نکبت و بلایی بود که دولت یازدهم به کشور تحمیل کرد و کلاه گشادی بود که سر ملت گذاشت.در حالیکه احتمالا همین منتقدان فراموش نکرده اند که رژیم صهیونیستی ، عربستان سعودی ، تندروهای جنگ طلب آمریکایی، لابی های قدرتمند و پرنفوذ یهودی و گروهک های تروریستی مخالف ایران به شدت با توافق ایران با قدرتهای جهان در پرونده هسته ای مخالفت می کردند و از هیچ تلاشی برای شکست فروگذار نکردند.

فراموش نکنیم که مذاکرات منتهی به برجام قطاری بود در شرایطی که تحریم های ظالمانه تاثیرات ویرانگری بر اقتصاد کشور و معیشت مردم  پرونده هسته ای گذاشته بود ، رهبر معظم انقلاب با انتخاب راهبرد " نرمش قهرمانه " فرمان  قطار هسته ای را در دست گرفت  و در تمام مدت 22 ماه مذاکره کنندگان را درعقبه های نفسگیر با حمایت خود برای به نتیجه رسیدن مذاکرات هدایت  کرد.روی کار آمدن روحانی و تغییر جهت گیری سیاست خارجی با انتخاب شعار رویکرد " تعامل با جهان "،توانمندی غیر قابل انکار وزیر خارجه و تیم حرفه ای مذاکره کننده با رویکرد مذاکراتی " برد – برد " ریلی بود که قطار را به مقصد برجام رساند و  برجام را به یک سند مهم بین‌المللی تبدیل کرد. این توافق تعهداتی به دوش ما و همچنین به دوش طرف‌های مقابل ما گذاشته شده است.  منتقدان برجام باید با احساس مسولیت ملی باید به جای سیاه نمایی و تخریب ،رهبری نظام و دولت را در اجرای برجام  به گونه ایکه  این سند مهم بین‌المللی به بهترین وجه که متضمن جمیع منافع کشور باشد،کمک نمایند.

توافقی با این درجه اهمیت که به عنوان مهمترین رویداد دیپلماتیک جهان در چند دهه اخیر از آن یاد می شود و شش قدرت اصلی جهان برای دستیابی به آن 22 ماه با ایران مذاکره کردند،  به طور طبیعی در مسیر اجرا نیز مانند دوران مذاکره نیازمند صبر و خویشتنداری و پرهیز از استفاده ابزاری برای مصارف داخلی از توافقی است که  به غایت حقوقی است که حتی صاحب نظران بدون آشنایی با مفاهیم پیچیده از درک آن عاجزند.طبیعی است  سندی با این درجه از مفاهیم تخصصی حقوق بین الملل را نمی توان در حد متن یک روزنامه تلقی کرد و به تفسیر کشد.این سخن بدان معنا نیست که برجام سندی بی نقص و توافقی یکطرفه برای ما یا آمریکاست.رییس دولت و ظریف کرارا بر این نکته تصریح کرده اند که برجام  یک " توافق " بین ایران و شش کشور دیگر بود و دستیابی به  توافق در گرو دست کشیدن از خواسته های حداکثری و رسیدن به نقطه تعادل به گونه ای که متضمن حفظ منافع و خط قرمزهای  دو طرف است.

گزارش اخیر وزارت امور خارجه به مجلس شورای اسلامی بیان مسولانه پیشرفت در توافقی است که نظام و نه روحانی و ظریف آن را رقم زدند.در حالی که در این گزارش به صراحت تاکید شده که   " تحریم‌های ثانویه آمریکا علیه ایران در حوزه‌های فروش نفت به خریداران اروپایی و آسیایی، بانکی و مالی، ارائه خدمات بیمه‌ای، معاملات نفتی و پتروشیمی، کشتیرانی و کشتی‌سازی و امور بندری، تجارت فلزات گرانبها و نرم‌افزار و نیز بخش خودروسازی ایران متوقف گردید" .بیان مطالبی خلاف واقع و تحریک آمیز از سوی رسانه های مخالف  در عدم تفکیک و بیان شفاف تعهدات آمریکا و اروپا برای رفع تحریم هایی مندرج در متن برجام و منتج از فعالیت های هسته ای با تحریم های غیرمرتبط  و تغافل عامدانه یان جریمه‌های سنگین چند میلیاردی بانک‌ها خارجی مرتبط با ایران بخاطر نقض تحریم های مالی  که باعث  ایجاد فضای سنگین روانی  و حزم و احتیاط موسسات مالی جهان برای شروع مجدد همکاری با ایران شده ،سیاه نمایی و تفسیر مغرضانه از توافقی است که کشور را از شرایط وخیم اقتصادی و بین المللی که در ماه های آخر دولت دهم درگیر آن بود، خارج کرد.

گزارش وزارت امور خارجه به درستی بر این نکته تاکید کرده است که بزرگترین مشکل و چالشی که برجام با آن مواجه است ایجاد فضای اعتمادبخش و اطمینان‌ساز در کشور برای طرف‌های خارجی است که با منطق اقتصادی نه به دستور دولت‌های خود وارد تعاملات اقتصادی می‌شوند. به بیان دیگر محاسبه هزینه-فایده است که بنگاه‌های اقتصادی را وارد یک تعامل اقتصادی می‌کند و مهمترین عامل در این محاسبه، میزان اطمینان به این تعامل و فضای پیرامونی آن است. تحقق این مهم در گرو پیگیری مجدانه سیاست تعامل سازنده با جهان و پایان بخشی  به پروژه  ایران هراسی  است که با برجام قسمت عظیمی از آن برطرف شد ولی تکمیل آن در گرو دست بر کشیدن از اقداماتی است که نتیجه ای جز ایجاد نگرانی و ترس از ایران ندارد.   

به نظر می رسد جنجال روزانه و رو به افزونی لشکر رسانه ای مخالفان داخلی برجام  و عدم تحقق وعده های دولت در آنچه که مربوط به رفع و لغو کامل تحریم ها بیش از آنکه واقعی و از سر دلسوزی برای آینده کشور باشد ، ریشه در منازعات سیاسی علی الخصوص در سال پایانی عمر دولت و کلید خوردن مبارزات پیش رس و زود هنگام انتخاباتی ریاست جمهوری آینده دارد.در این راستا تا جایی پیش رفته اند که سخن یک رسانه و یا دیپلمات و  تلقی ناصواب او از شرایط آمریکا برای رفع همه تحریم ها ، از سوی رسانه ملی ‌ کشور به مهمترین خبر تبدیل شده و علاوه بر بیان آن در چند بخش خبری سوژه ای برای اثبات عدم تعهد طرف مقابل در اجرای برجام می‌شود. و یا اینکه روزنامه ای مدعی صفحه اول خود را به تیتر " اگر برجام نبود قیمت هر بشکه نفت 120 دلار می شد " مزین می کند که ادعایی است سخیف که  اگر مغرضانه و با قصد تحمیق مخاطب نباشد، از عدم آگاهی نویسنده از وضعیت بازار نفت و مولفه های تاثیر گذار بر آن دارد.

اما نمی توان از نقد رویه ناجوانمردانه مخالفان برجام سخن گفت ولی از تذکر این نکته به دولت محترم نیز غافل شد که :

اول اینکه ضروری است دولت ، وزراء محترم و مسولینی که کار و مسولیت آنها مستقیما با زندگی روزانه ملت بزرگوار و صبورمان  سرو کار دارند  بیشتر با مردم سخن بگویید. بخش های مهمی از گزارش مسولانه و شفاف وزارت خارجه می توانست در سه ماه گذشته از زبان وزیر محترم ،سخنگوی وزارت خارجه در نشست های هفتگی با خبرنگاران ، مسول اجرای برجام در وزارت خارجه و یا از زبان دیگر مقامات حکومتی به مردم ارائه شود.فایده حداقلی این اقدام آگاه کردن مردم در مقابل سیل اتهامات  رسانه های مغرضی است که از بیان هیچ خلافی برای به بی فایده بودن  دستاورد سترگ برجام فرو گذار نمی کنند.

دیگر آنکه دولت به نظر می رسد شدت آتش تهیه مخالفان در رسانه های دولتی و فضای مجازی ، دولت را به لاک دفاعی فرو برده تا جاییکه به جای دفاع آنان نیز کم کم به زبان منتقدان سخن می گویند. اگر چه ممکن است این روشی تاکتیکی برای امتیاز گیری از طرف 5+1 برای وادار کردن آنها در تسریع عمل به تعهداتشان در برجام باشد ولی از یاد نبریم اقداماتی مانند آنچه اخیرا رییس محترم بانک مرکزی بیان کرد ، چیزی جز بازی کردن در میدان حریف نیست و دیدیم که با چه آب و تابی به خبر اول آنان تبدیل شد.

جاوید قربان اوغلی

30/01/1395   

 روزنامه همشهری ، برجام و مطالبه گری از آمریکا، سه شنبه 31 فروردین 1395، ض1 و 31

لینک مطلب:

 

منبع : سحوریبرجام و مسولیت ملی منتقدان
برچسب ها : برجام ,دولت ,کشور ,جهان ,بیان ,خارجه ,وزارت خارجه ,اجرای برجام ,ایجاد فضای ,امور خارجه ,وزارت امور

برجام ۲ در دیپلماسی منطقه‌ای

:: برجام ۲ در دیپلماسی منطقه‌ای

براساس گزارش مؤسسه بین‌المللی مطالعات صلح استکهلم (SIPRI) در میان ١٥ کشور برخوردار از بالاترین بودجه نظامی، عربستان سعودی با صرف هزینه‌ای بالغ بر ۸۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۵ پس از آمریکا و چین در مقام سوم قرار دارد. روسیه، هند، فرانسه، ژاپن و آلمان به‌ترتیب در رده‌های بعد از عربستان قرار گرفته‌اند و امارات عربی متحده- دیگر همسایه جنوبی کشورمان- با حدود ۲۳ میلیارد دلار بودجه دفاعی در مقام چهاردهم و بالاتر از رژیم صهیونیستی با ۱۶ میلیارد دلار قرار دارد. در این گزارش ایالات متحده آمریکا با ۵۹۶ میلیارد دلار بودجه دفاعی که ۳۶ درصد از کل هزینه‌های نظامی جهان (هزارو ٦٧٦ میلیارد دلار) را شامل می‌شود، مقام اول را به خود اختصاص داده است. این مؤسسه بین‌المللی در گزارشی دیگر تأکید کرده، بودجه دفاعی ایران در فاصله سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۵ به دلیل تحریم‌های اقتصادی و مالی به میزان ۳۰ درصد کاهش یافته است. ارقام يادشده تصویری کوچک از شرایط منطقه‌ای است که ما در آن زندگی می‌کنیم. با توجه به اینکه هزینه‌های دفاعی کشورها بر مبنای مؤلفه‌هایی مانند تهدیدات و مسئولیت‌های بین‌المللی تنظیم می‌شود، این سؤال مطرح است که تهدیداتی که دو کشور همسایه جنوبی ما را به صرف چنین هزینه‌هایی کشانده، از کجاست و هدف آنان از تبدیل کشور خود به انبار بزرگ‌ترین ذخایر تسلیحات چیست و چگونه می‌توان برای این مسابقه خطرناک، پایانی متصور شد؟ از منظر استراتژیک برای عربستان برنامه‌ای که متضمن رویارویی با رژیم صهیونیستی به عنوان اصلی‌ترین منبع تهدید منطقه وجود ندارد و حتی تصور صرف چنین هزینه هنگفتی برای پاسخ‌گویی به تهدیدات اسرائیل، بی‌پایه است و  پذیرفتنی نيست. اگر چنین فرضیه‌ای درست باشد، پس باید قبول کرد منطق عربستان برای هزینه‌های نظامی سنگین در دو هدف رقابت با ایران و گسترش نفوذ در منطقه از طریق راهبردهای نظامیگری و امنیتی است. این موضوعی است خطرناک و تأمل‌برانگیز.

ایران در ۲۵۰ سال گذشته هرگز شروع‌کننده جنگی نبوده و هیچ‌یک از همسایگان خود را در معرض تعرض نظامی قرار نداده است. این نکته‌ای است که دنیا به آن معترف است و بارها از زبان مسئولان کشورمان بر آن تأکید شده و بعید است عربستان و دیگر کشورهای همسایه از این نکته آگاه نباشند. از زمان رژیم گذشته، ایران، عراق و عربستان سه کشور محوری در منطقه حوزه خلیج‌فارس بودند. به‌دلیل قرارگرفتن ایران و عربستان در اردوگاه غرب، موازنه قدرت در دهه ۷۰ میلادی به‌نفع آمریکا و سازمان ناتو بود. اتحاد جماهیر شوروی تنها عراق را به عنوان تکیه‌گاه در دوران جنگ سرد - آن هم با تردیدهایی- در کنار خود داشت. با پیروزی انقلاب اسلامی این موازنه به ضرر غرب به‌هم خورد و تحولات بعدی و سرنگونی رژیم صدام وضعیت منطقه را به‌طور کامل با تغییراتی استراتژیک روبه‌رو کرد. آنچه امروز در قالب بحران‌های منطقه‌ای و شکل‌گیری و گسترش گروه‌های افراطی شاهد هستیم، پس‌لرزه‌های به‌هم‌خوردن توازن قدرت قبلی است. عربستان در چنین شرایطی برای ترسیم حوزه نفوذ خود در منطقه به نظامیگری و سیاست تشکیل، سازماندهی و کمک مالی و تسلیحاتی به گروه‌هایی که به نیابت از او در منطقه می‌جنگند، روی آورده است. این رویکرد،  جایگاه استراتژیک عربستان را در جهان به‌شدت کاهش داده است.  

در کنار این رویداد بنیادین، مقابله ایران با گروه‌های تروریستی در افغانستان، عراق و سوریه و همچنین تغییر رویکرد ایران با ورود به مذاکرات و حل‌وفصل دیپلماتیک مسئله هسته‌ای به‌عنوان عمده‌ترین مشکل غرب، کشورمان را به بازیافتن جایگاه خود در جهان به‌عنوان مهم‌ترین قدرت مسئول برای حفظ امنیت و ثبات منطقه نزدیک کرده است. مخالفت‌های علنی و سرسختانه رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی با حل‌وفصل بحران هسته‌ای در همین نکته ظریف، یعنی جلوگیری از بازگشت قدرتمندانه و تأثیرگذار ایران به عرصه بین‌المللی و منطقه، نهفته است. این کشورها به‌خوبی می‌دانستند روندی که ایران پس از روی‌کارآمدن دولت روحانی در پیش گرفته، به کجا منتهی خواهد شد و چگونه پروژه «ایران‌هراسی» آنان با شکست روبه‌رو خواهد شد.
شایسته و زیبنده کشوری با این ویژگی‌ها و کمترین بودجه دفاعی (در مقایسه با عربستان، امارات، پاکستان، ترکیه و دیگر کشورهای منطقه) که پرچمدار مبارزه با گروه‌های تکفیری و تروریستی و حامی ندای «جهان عاری از خشونت و افراطی‌گری» است، نیست که در عرصه جهان و افکار عمومی جهان به عنوان کشور تهدیدکننده صلح و ثبات مطرح شود. دغدغه امروز دلبستگان به ایرانی آباد و تأثیرگذار در عرصه‌های بین‌المللی این است که چگونه باید از بازگشت کشور به شرایطی که ایران را به عنوان خطر در جهان مطرح می‌کرد، جلوگیری کرد؟ یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای برجام، خنثی‌کردن و شکست پروژه «ایران‌هراسی» بود که در چند سال گذشته به ادبیاتی تأثیرگذار در جهان تبدیل شده بود. ایران در پرتوِ مذاکره با قدرت‌های جهان و توافق برجام نشان داد که تفاوتی ماهُوی با تصویری که در پرتوِ سیاست‌های ماجراجویانه دولت نهم به دنیا عرضه شد، دارد. این رویکردها در کنار حضور مردم در انتخابات خرداد ۹۲، جهان را به این عقلانیت رساند که ایران کشوری است که ملت آن با وجود همه مشکلات، پایبند به دموکراسی و علاقه‌مند به برقراری صلح در جهان است. به نظر می‌رسد تکمیل این روند و جلوگیری از بازگشت پروژه ایران‌هراسی نیازمند الزاماتی است که دولت روحانی ناچار باید در اولویت کاری خود قرار دهد. اولین گام در این عرصه کلیدخوردن «برجام ۲» در منطقه و حل‌وفصل مشکلات و ترمیم زخم‌ها با همسایگان تأثیرگذار است.  آلترناتیو چنین رویکردی، استمرار رقابت‌های تسلیحاتی و جنگ‌های نیابتی است که حتی در صورت برخورداری از توان مالی، چنین شرایطی نتیجه روشنی نخواهد داشت.
گام دیگر این روند پرهیز از بازی در زمین کشورهای فروشنده تسلیحات و خواهان رقابت‌های نظامی در منطقه است. آمادگی دفاعی و روزآمدکردن قدرت بازدارندگی در منطقه‌ای که دو کشور همسایه به اندازه چندین برابر بودجه کشورمان را به هزینه‌های نظامی‌گری اختصاص داده و در درگیری احتمالی مستظهر به حمایت همه‌جانبه متحدان غربی خود هستند، توسط هر عقل سلیمی تأیید می‌شود؛ اما حل مسئله، در گروِ تشنج‌زدایی و ایجاد فضایی است که کشورهای دیگر را وادار به کاهش خرید‌های نظامی و هزینه‌کردن آن در برنامه‌های توسعه‌ای کند. نکته آخر این است که انتخابات آمریکا و رئیس‌جمهور آینده نقش مهمی در تشدید درگیری‌ها یا تلاش برای حل‌وفصل اختلافات از طریقی که اکنون اوباما آن را اجرا می‌کند، خواهد داشت. عقل حکم می‌کند ما در این رقابت‌ها در کنار کسی باشیم که پیگیر سیاست‌هایی باشد که در دوران هشت‌ساله رئیس‌جمهور کنونی آمریکا آغاز شده و نتایج خوبی دست‌کم در مسئله هسته‌ای و حتی حل‌وفصل مسئله سوریه داشته است.

 

روزنامه شرق ، چهارشنبه 25 فروردین 1395، ص1(سرمقاله)

لینک مطلب:

http://www.sharghdaily.ir/News/90217/

 

متن ارسالی به شرق

برجام ۲ در دیپلماسی منطقه ای


بر اساس گزارش موسسه بین المللی مطالعات صلح استکهلم(SIPRI)در میان پانزده کشور برخوردار از بالاترین بودجه نظامی،عربستان سعودی با صرف هزینه ای بالغ بر ۸۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۵ پس از آمریکا و چین در مقام سوم قرار دارد.روسیه ،هند ،فرانسه ،ژاپن و المان به ترتیب در رده های بعد از عربستان قرار گرفته و امارات عربی متحده دیگر همسایه جنوبی کشورمان با حدود ۲۳ میلیارد دلار بودجه دفاعی در مقام چهاردهم و بالاتر از رژیم صهیونیستی با ۱۶ میلیارد دلار قرار دارد.در این گزارش ایالات متحده امریکا با ۵۹۶ میلیارد دلار بودجه دفاعی که ۳۶ درصد کل هزینه های نظامی جهان (۱۶۷۶ میلیارد دلار) شامل می شود مقام اول را به خود اختصاص داده است.این موسسه بین المللی در گزارشی دیگر تاکید نموده که   بودجه دفاعی ایران در فاصله سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۵ به دلیل تحریم های اقتصادی و مالی به میزان ۳۰ درصد کاهش یافته است.
ارقام فوق تصویری کوچک از شرایط منطقه ای است که ما در ان زندگی می کنیم .با توجه به اینکه  هزینه های دفاعی کشورها بر مبنای مولفه هایی مانند تهدیدات و مسولیت های بین المللی  تنظیم می شود این سوال مطرح خواهد شد که تهدیداتی که دو کشور همسایه جنوبی ما را به صرف چنین هزینه هایی کشانده از کجاست و هدف انان از تبدیل کشور خود  به انبار بزرگترین ذخایر تسلیحات چیست و چگونه می توان برای این مسابقه خطرناک پایانی متصور شد؟
از منظر استراتژیک برای  عربستان برنامه ای که متضمن رویارویی  با رژیم صهیونیستی به عنوان اصلی ترین منبع تهدید منطقه  وجود ندارد و حتی  تصور صرف چنین هزینه هنگفتی برای  تهدید اسراییل  بی پایه و غیر قابل قبول است.اگر چنین فرضیه ای درست باشد باید قبول کرد منطق عربستان برای هزینه های نظامی  سنگین در دو هدف رقابت با ایران و گسترش نفوذ در منطقه از طریق راهبردهای نظامیگری و امنیتی است.این موضوعی است خطرناک و قابل تامل.
ایران در ۲۵۰ سال گذشته هرگز شروع کننده جنگی  نبوده و  هیچیک از همسایگان خود را در  معرض  تعرض نظامی قرار نداده است.این نکته ای است که دنیا بدان معترف است و کرارا از زبان مسئولین کشورمان مورد تاکید قرار گرفته و بعید است عربستان و دیگر کشورهای همسایه ما از این نکته اگاه نباشند.از زمان رژیم گذشته ایران ،عراق و عربستان سه کشور محوری در منطقه حوزه خلیج فارس بودند.به دلیل قرار گرفتن ایران و عربستان در اردوگاه غرب موازنه قدرت در دهه ۷۰ میلادی به نفع امریکا و سازمان ناتو بود.  اتحاد جماهیر  شوروی تنها عراق را به عنوان تکیه گاه خود در دوران جنگ سرد ان هم با تردید هایی در کنار خود داشت.با پیروزی انقلاب اسلامی این موازنه به ضرر غرب به هم خورد و تحولات بعدی و سرنگونی رژیم صدام وضعیت منطقه را بطور کامل با تغییرات استراتژیک روبه رو کرد.انچه  که امروز در قالب بحران های منطقه ای و شکل گیری و گسترش گروه های افراطی شاهد هستیم پس لرزه های به هم خوردن توازن قدرت قبلی است.عربستان در چنین شرایط برای ترسیم حوزه نفوذ خود در منطقه به سیاست نظامیگری و حمایت از تشکیل ،سازماندهی و کمک مالی و تسلیحاتی از گروه هایی که به نیابت از او در منطقه می جنگند روی اورده است.

این رویکرد عربستان و نقش غیر قابل انکارش در بحران های منطقه ای از یکسو و کاهش تاثیر گذاری نفت در اقتصاد جهان و علی الخصوص ایالات متحده امریکا از سوی دیگر ،جایگاه استراتژیک عربستان در جهان را به شدت کاهش داده است.در کنار این رویداد بنیادین، مقابله ایران با گروه های تروریستی در افغانستان ،عراق و سوریه و همچنین تغییر رویکرد ایران  با ورود به مذاکرات و حل و فصل دیپلماتیک بحران هسته ای به عنوان عمده ترین مشکل غرب، ایران را به باز یافتن جایگاه خود در حهان به عنوان مهمترین قدرت  مسئول  برای حفظ امنیت و ثبات منطقه نزدیک کرده است.عزم جدی ایران در مقابله میدانی با تروریسم و افراطی گری که از زمان حضور طالبان در افغانستان شروع شد و با وقفه ای چند ساله اکنون در عراق و سوریه در حال پیگیری است ،حتی معاند ترین کشورهای جهان را خلع سلاح کرده و انان به این نکته معترفند که ایران به عنوان کشوری که با ایدئولوژی مذهبی اداره  می شود ،در صف مقدم مقابله با گروه های افراطی مذهبی تروریستی است.این امتیاز بزرگی است که باید ایران به بهترین وجه ممکن از ان در عرصه بین المللی بهره جسته و به تثبیت جایگاه خود بپردازد.مخالفت های علنی و  مجدانه رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی با خل و فصل بحران هسته ای در این نکته ظریف و جلوگیری از بازگشت قدرتمندانه و تاثیر گذار به عرصه بین المللی  و منطقه بود. این کشورها به خوبی می دانستند روندی که ایران در پیش گرفته به کجا منتهی خواهد شد و چگونه تلاش های ایران هراسی انان با شکست رو به رو خواهد شد.
شایسته و زیبنده کشوری با این ویژگی و کمترین بودجه دفاعی (در مقایسه با عربستان ،امارات،پاکستان ،ترکیه و دیگر کشورهای منطقه )،پرچمداری مبارزه با گروه های  تکفیری و تروریستی  و سردادن ندای  صلح و جهانی عاری از خشونت و افراطی گری نیست که  در عرصه جهان و افکار عمومی جهان به عنوان کشور تهدید کننده صلح و ثبات  مطرح شود .دغدغه امروز دلبستگان به ایرانی اباد و  تاثیر گذار در عرصه های بین المللی این است که  چگونه باید از بازگشت کشور به شرایطی که ایران را به عنوان خطر  در جهان مطرح می کرد ،جلوگیری کرد؟
یکی از بزرگترین دستاوردهای برجام خنثی کردن و شکست پروژه "ایران هراسی" بود که طی چند سال گذشته به ادبیاتی تاثیر گذار در جهان تبدیل شده بود.ایران در  پرتو مذاکره با قدرت های جهان و توافق برجام نشان داد  که تفاوتی ماهوی با تصویری که در پرتو سیاست های ماجراجویانه دولت نهم به دنیا عرضه شده ، دارد.مکمل مذاکرات منتهی به برجام , ایده تاثیر گذاری جهان عاری از خشونت و افراطی گری رییس جمهور در سازمان ملل بود که با استقبال زیاد الوصفی روبرو شد و جلوه ای رحمانی از اسلامی که ملت بزرگ ایران از ان پیروی می کند را در جهان به نمایش گذاشت.این رویکردها  در کنار  انتخابات خرداد ۹۲  جهان را به این قناعت رساند که ایران کشوری است که ملت ان علیرغم همه مشکلات پایبند به دموکراسی و علاقمند به برقراری صلح در جهان است.

به نظر می رسد تکمیل این روند  و جلوگیری از بازگشت پروژه ایران هراسی نیازمند  الزاماتی است که دولت روحانی لاجرم باید در اولویت کاری خود قرار دهد.
اولین گام در این عرصه کلید خوردن "برجام ۲"در منطقه و حل فصل مشکلات و ترمیم زخم های با همسایگان تاثیر گذار است.تحقق این امر در گرو تن در دادن به پیگیری مجدانه  راهبرد تعامل با جهان و رویکرد  "برد-برد" در اجرای استراتژی منطقه ای است.آلترناتیو چنین رویکردی استمرار رقابت های تسلیحاتی و جنگ های نیابتی است که  حتی در صورت برخورداری از توان مالی چنین شرایطی ،نتیجه ای جز عقب ماندگی کشور ثمری نخواهد داشت. 
گام دیگر این روند پرهیز از دست یازیدن به اقدامات تحریک امیزی است که به یقین خواست کشورهای فروشنده تسلیحاتی و استمرار رقابت های نظامی در منطقه است.امادگی دفاعی و روزامد نمودن قدرت بازدارندگی در منطقه ای که دو کشور همسایه به اندازه چندین برابر بودجه کشورمان به هزینه های نظامیگری اختصاص داده  و  درگیری احتمالی مستظهر به حمایت همه جانبه متحدان غربی خود هستند ،در گرو تشنج زدایی و ایجاد فضایی است که کشورها را وادار به کاهش خرید های نظامی و هزینه کردن ان در برنامه های توسعه ای است.
نکته اخر اینکه انتخابات امریکا و رییس جمهور اینده نقش مهمی در تشدید درگیری ها و یا تلاش برای حل فصل اختلافات از طریقی که اکنون اوباما ان را اجرا می کند خواهد داشت.عقل حکم می ماند ما در این رقابت ها در کنار کسی باشیم که پیگیر سیاست هایی باشد که در دوران ۸ ساله رییس جمهور کنونی امریکا اغاز شده و نتایج خوبی حداقل در مساله هسته ای و سوریه داده است.

جاوید قربان اوغلی
۲۲ فروردین ۱۳۹۵

 

 

منبع : سحوری برجام ۲ در دیپلماسی منطقه‌ای
برچسب ها : منطقه ,جهان ,عربستان ,کشور ,دفاعی ,چنین ,میلیارد دلار ,بودجه دفاعی ,رژیم صهیونیستی ,همسایه جنوبی ,کشور همسایه ,دلار بودجه دفاعی ,دغدغه امروز دلب

اگر برجام نبود

:: اگر برجام نبود

مناقشات سیاسی پيرامون «اجرای برجام» بر فضای کشور سایه افکنده و به موضوعی برای تسویه‌حساب‌های حاد‌ سیاسی خصوصا پس از انتخابات هفتم اسفند تبدیل شده است که در آن مردم در هر حوزه‌ای که امکان داشت، نامزدهای لیست امید را برگزیدند. روزی نیست که صداوسیما که باید سمبل ایجاد آرامش در کشور و دمیدن امید در دل مردم باشد، بر طبل اختلاف نکوبد و مدام از ناعهدی و پیمان‌شکنی آمریکا و مانع‌تراشی این کشور در اجرای برجام داد سخن سر ندهد تا جایی ‌که کم‌اهمیت‌ترین خبر در این رابطه نیز به اصلی‌ترین تیتر و گزارش خبری این رسانه در بخش‌های مختلف خبری آن تبدیل می‌شود. شاید بد نباشد باز هم این سؤال پایه‌ای را مطرح کنیم: هدف ایران از آغاز دور جدید مذاکرات هسته‌ای پس از استقرار دولت یازدهم چه بود؟ ما از این مذاکرات سخت، فشرده و نفس‌گیر ظریف و چند دیپلمات کارکشته همراهش با ژنرال‌های کهنه‌کار ١+٥ چه انتظاری داشتیم؟ تا چه حد به خواسته‌های خود دست یافته‌ایم و کدامین بخش از انتظارات و مطالبات ما برآورده شده است و موانع پیشرفت در اجرای برجام چیست؟ اینها سؤالاتی است که پاسخ به آنها می‌تواند تا حدودی در مدیریت فضای رسانه‌ای و تأثیرات مخرب آن بر افکار عمومی تأثیر بگذارد. برای پاسخ بهتر به این سؤالات باید بدانیم قبل از برجام کجا بودیم و توافق هسته‌ای کشور را در چه شرایطی قرار داده است. درباره اقدامات هشت سال دولت‌های نهم و دهم که منجر به احاله پرونده هسته‌ای به شورای امنیت سازمان‌ ملل متحد و تصویب شش قطع‌نامه الزام‌آور تحت فصل هفتم منشور و تحمیل تحریم‌ها شد، سخن بسیار گفته شده است. هدف نگارنده در این مطلب موجز، بازکردن پرونده آن سال‌ها و خسارت‌هایی که بر کشور تحمیل شد، نیست؛ ولی نمی‌توان با اغماض از شرایطی که قبل از انتخابات ٩٢ در آن بودیم، از وضعیت کشور در دوره پس از توافق برجام سخن گفت، زيرا تدبیر مقام معظم رهبری در راهبرد نرمش قهرمانانه، رویکرد رئیس‌جمهور در تعامل با جهان و مذاکرات افتخارآفرین تیم مذاکره‌کننده، کشور را از بن‌بست خارج کرد، درهای جهان را بار دیگر به روی ایران گشود، سایه عفریت جنگ را از آسمان کشور دور کرد و با شکستن دیوار آهنین قطع‌نامه‌های الزام‌آور و تحریم‌ها، امید را به میان مردم و اردوگاه داخل بازگرداند.

از یاد نبرده‌ایم که در سال‌های پایانی دولت دهم، حلقه قطع‌نامه‌ها و تحریم‌ها در ابعاد سیاسی و اقتصادی، مشکلات عدیده‌ای را بر کشور تحمیل کرده بود. هدف از آغاز دور جدید مذاکرات پس از روی‌کارآمدن دولت تدبیر و امید در خرداد ٩٢، رهاشدن از این شرایط بود. انتخاب روحانی از سوی مردم، که درواقع «نه» بزرگ به رویکردهای هشت سال گذشته بود، فرصت بی‌نظیری را فراهم کرد تا در کنار عوامل دیگری چون اوضاع آشفته منطقه و انعطاف ‌انکارنشدني باراک اوباما برای حل‌وفصل دیپلماتیک معضل هسته‌ای کشورمان، مهم‌ترین رویداد سیاسی چند دهه اخیر رقم بخورد و ایران از سرنوشت‌سازترین کارزار دیپلماتیک پس از ماجرای ملی‌شدن نفت در ٦٠ سال قبل با کارنامه‌ای افتخارآمیز بیرون بيايد. نباید این دستاورد سترگ را دست‌کم گرفت و تاریخ را برای آیندگان وارونه نوشت. مدعیان باید به این سؤال مهم پاسخ دهند که بدیل مذاکرات هسته‌ای و توافق برجام از منظر آنان چه بود و در فقدان برجام چه سرنوشتی در انتظار کشور بود؟

بر کسی پوشیده نیست که در ماه‌های منتهی به انتخابات ٩٢ فروش نفت ایران به کمتر از یک میلیون بشکه تقلیل یافته بود. این مقدار حتی کفاف یارانه ٨٠ میلیون جمعیت کشور که میراث دولت قبل برای روحانی بود را هم نمی‌داد. گام بعدی آمریکا و متحدانش در صورت استمرار وضعیت قبل، ممانعت از فروش نفت به صورت کامل بود. مدعیان امروز علیه دولت و منتقدان سینه‌چاک برجام، که تا چند سال قبل قطع‌نامه‌ها را ورق‌پاره می‌دانستند، باید به این سؤال پاسخ دهند که برنامه آنان در صورت رسسیدن چنین مرحله‌ای در فقدان برجام، چه بود؟ آنها باید ممنون و سپاسگزار دولتمردانی باشند که با فهم و درک صحیح از شرایط بین‌المللی، کشور را از چنگال و چنبره قطع‌نامه‌ها و تحریم‌های بین‌المللی رهانیدند. در پاسخ به این سؤال که انتظار ما از مذاکرات هسته‌ای و توافق برجام محقق شده یا خیر، قاعدتا باید مسئولان ارشد دولت به طور مرتب به مردم گزارش دهند و با استفاده از رسانه‌های محدود حامی خود و بهره‌گیری از فضای مجازی از میزان تخریب رسانه‌هایی که به هیچ معیار اخلاق حرفه‌ای پایبندی ندارند، بکاهند. به طور طبیعی مشاهده افزایش صادرات نفت به دو میلیون بشکه، آزادشدن بخش بزرگی از پول‌های بلوکه‌شده، بازشدن کانال مبادلات ارزی، شرایط امروز کشور در صحنه بین‌المللی و... و مقایسه تفاوت شرایط امروز با سه سال قبل، حتی برای شهروندان عادی نیز کار سختی نیست و آنان این تفاوت‌ها را به‌خوبی درک می‌کنند. امروز در پرتو دسترسی مردم به فضای مجازی، از تیزی شمشیر رسانه‌هایی که در جهت خلاف خواسته مردم حرکت می‌کنند، به‌شدت کاسته شده است و مردم دیگر به راهی که در خرداد ٩٢ برگزیده بودند مهر تأیید زده‌اند.  «برجام» توافقی است که دو طرف دارد. همان‌طور که خواست و نیاز دو طرف آن را به سرانجام رساند، خویشتن‌داری و درک شرایط طرف مقابل لازمه اجرای این سند مهم بین‌المللی است. فضای سنگینی که در یکی، دو ماه اخیر بر روابط ایران و آمریکا حاکم شده، مانع بزرگی برای اجرای برجام است. ایران و توافق برجام به یکی از مهم‌ترین موضوعات مبارزات انتخاباتی دو حزب بزرگ این کشور تبدیل شده است. رصد فعالیت‌های انتخاباتی از وظایف اصلی ما و عین سیاست است. دست‌یازیدن به اقداماتی که فرصت را برای جنگ‌طلبان آمریکا فراهم کند، خلاف عقل و عین بی‌تدبیری است. مقایسه دوران جورج دبلیو بوش و باراک اوباما، چه در رابطه با ایران و چه دیگر مناطق و کشورهای جهان ازجمله شکست دیوار آهنین و ٦٠ساله این کشور در قبال کوبا، درس‌های آموزنده‌ای را پیش‌روی ما قرار داده است. اتخاذ مواضع طبلکارانه از تاکتیک‌های لازم (و احیانا کارآمد) در دنیای سیاست است ولی افرادی که خود را مدعی استفاده از این تاکتیک می‌دانند، از یاد نبرند اشتباه محاسبه در این عرصه مانند آنچه در برخی کشورهای همسایه شاهد بودیم، آسیب‌زا خواهد بود.

 

شرق ، چهارشنبه 18 فروردین 1395 ، ص 1 ( سرمقاله)

لینک مطلب:

/http://www.sharghdaily.ir/News/89598

 

توضیح:

مطلب فوق با حذف برخی قسمت های اصلی در روزنامه چاپ شد.متن اصلی به شرح ذیل می باشد.

جاوید

 

مناقشات سیاسی حول و حوش " اجرای برجام" برفضای کشور سایه افکنده و به موضوعی برای تسویه های حاد سیاسی خصوصا پس از انتخابات 7 اسفند تبدیل شده است. روزی نیست که رسانه ملی که باید سمبل ایجاد آرامش در کشور و دمیدن امید در دل مردم باشد، بر اختلاف نکوبد و مدام از ناعهدی وپیمان شکنی آمریکا و مانع تراشی این کشور در اجرای برجام داد سخن ندهد تا جاییکه کم اهمیت ترین خبر در این رابطه نیز به اصلی ترین تیتر و گزارش خبری این رسانه در بخش های مختلف خبری تبدیل شده است. هدف ایران از آغاز دور جدید مذاکرات هسته ای پس از استقرار دولت یازدهم چه بود و از این مذاکرات سخت ، فشرده و نفسگیر ظریف و چند دیپلمات کارکشته همراهش با ژنرالهای کهنه کار 1+5 چه انتظاری داشتیم؟ تاچه حد به خواسته های خود دست یافته ایم و کدامین بخش از انتظارات و مطالبات ما برآورده شده و موانع پیشرفت در اجرای برجام چیست؟اینها سوالاتی است که پاسخ به آنها می تواند تا حدودی در مدیریت فضای رسانه ای و تاثیرات مخرب آن بر افکار عمومی تاثیر بگذارد. برای پاسخ بهتر به این سوالات باید بدانیم قبل از برجام کجا بودیم و توافق هسته ای کشور را در چه شرایطی قرار داده است.در مورد اقدامات 8 سال دولتهای نهم و دهم که منجر به احاله پرونده هسته ای به شورای امنیت سازمان ملل متحد و تصویب شش قطعنامه الزام آور تحت فصل هفتم منشور و تحمیل تحریم های فلج کننده سخن بسیار گفته شده است.هدف این قلم در این مطلب موجز باز کردن پرونده آن سالها و خسارت های سنگینی که بر کشورتحمیل شد نیست ولی نمی توان با اغماض از شرایطی که قبل از انتخابات 92 در آن بودیم از وضعیت کشور در دوره پس از توافق برجام سخن گفت.چه آنکه تدبیر رهبری در راهبرد نرمش قهرمانه ، رویکرد رییس جمهور در تعامل با جهان و مذاکرات افتخار آفرین تیم مذاکره کننده ، کشور را از بن بست خارج کرد ، درهای جهان را بار دیگر به روی ایران گشود ، سایه عفریت جنگ را از آسمان کشور دور کرد و با شکستن دیوار آهنین قطعنامه های الزام آور و تحریم های فلج کننده ، امید را به میان مردم و اردوگاه داخل بازگرداند. از یاد نبرده ایم که در سالهای پایانی دولت دهم ، حلقه قطعنامه ها و تحریم ها در ابعاد سیاسی و اقتصادی مشکلات عدیده ای را بر کشور تحمیل کرده بود.هدف از آغاز دور جدید مذاکرات پس از روی کارآمدن دولت تدبیر و امید در خرداد 92 رهانیدن از این شرایط فلج کننده بود. انتخاب روحانی از سوی مردم که در واقع " نه " بزرگ به رویکردهای 8 سال گذشته بود ، فرصت بی نظیری را فراهم نمود تا در کنار عوامل دیگری چون اوضاع آشفته منطقه و انعطاف غیر قابل انکار باراک اوباما برای حل و فصل دیپلماتیک معضل هسته ای کشورمان ، مهمترین رویداد سیاسی چند دهه اخیر رقم خورده و ایران در سرنوشت ساز ترین کارزار دیپلماتیک پس از ماجرای ملی شدن نفت در 60 سال قبل با کارنامه ای افتخار آمیز بیرون آید.نباید این دستاورد سترگ را دست کم گرفت و تاریخ را برای آیندگان وارونه نوشت.مدعیان باید به این سوال مهم پاسخ دهند که بدیل مذاکرات هسته ای و توافق برجام از منظر آنان چه بود و در فقدان برجام چه سرنوشتی در انتظار کشور بود. برکسی پوشیده نیست که در ماههای منتهی به انتخابات 92 فروش نفت ایران به یک میلیون بشکه تقلیل یافته بود.این مقدار حتی کفاف یارانه 80 میلیون جمعیت کشور که میراث دولت قبل برای روحانی بود را نمی داد.گام بعدی آمریکا و متحدانش در صورت استمرار وضعیت قبل ممانعت از فروش نفت بصورت کامل بود.مدعیان امروز دولت و منتقدان سینه چاک برجام که تا چند سال قبل قطعنامه ها را ورق پاره می دانستند باید به این سوال پاسخ دهند که برنامه آنان برای چنین مرحله و فاجعه غیر قابل اجتناب در فقدان برجام ، چه بود؟ آنها باید ممنون و سپاسگزار دولتمردانی باشند که با فهم و درک صحیح از شرایط بین المللی ، کشور را از چنگال و چنبره قطعنامه ها و تحریم های بین المللی رهانیدند. در پاسخ به این سوال که انتظار ما از مذاکرات هسته ای و توافق برجام محقق شده یا خیر ، قاعدتا باید مسولین ارشد دولت بطور مرتب به مردم گزارش دهند و با استفاده از رسانه های محدود حامی خود و بهره گیری از فضای مجازی از میزان تخریب رسانه هایی که به هیچ معیار های اخلاق حرفه ای پایبندی ندارند، بکاهند.به طور طبیعی افزایش صادرات نفت به دو میلیون بشکه ، آزاد شدن بخش بزرگی از پولهای بلوکه شده ، بازشدن کانال مبادلات ارزی ، شرایط امروز کشور در صحنه بین المللی ......و قس علیهذا و تفاوت شرایط امروز با سه سال قبل حتی برای شهروندان عادی نیز کار سختی نیست و آنان این تفاوتها را به خوبی درک می کنند.امروز در پرتو دسترسی مردم به فضای مجاز ، از تیزی شمشیر رسانه هایی که در خلاف خواسته مردم حرکت می کنند، به شدت کاسته شده است.ملاحظه کردیم که با وجود موانعی همچون رد صلاحیت های گسترده ، تبلیغات مخرب و یکسویه مردم در انتخابات هفتم اسفند بار دیگر به راهی که در خرداد 92 برگزیده بودند مهر تایید زدند. رای مردم در دو انتخابات گذشته ، در واقع " نه" بزرگ به رویکرد جریانی بود که با اتخاذ سیاست های ماجراجویانه در روابط ایران با خارج و فساد گسترده در داخل چنان شرایطی غیر قابل تحملی را بر کشور حاکم کرد.این بزرگترین سرمایه دولت روحانی است که نباید از آن غافل شود. برجام توافقی است که دو طرف دارد.همانطور که خواست و نیاز دو طرف آن را به سرانجام رساند ، خویشتنداری و درک شرایط طرف مقابل لازمه اجرای این سند مهم بین المللی است.فضای سنگینی که در یکی دو ماه اخیر بر فضای روابط روابط ایران و آمریکا حاکم شده ، مانع بزرگی برای اجرای برجام است.در چنین شرایطی پرهیز از طرح شعارها و انجام اقدامات تحریک آمیز که باعث بیم و هراس و به ابزاری برای جان گرفتن مخالفان بین المللی برجام مانند رژیم صهیونیستی ، عربستان و برخی لابی های نیرومند در داخل و خارج آمریکا می شود ، پرهیز کرد.همان کشورها و سازمانهایی که همه تلاش خود را برای شکست مذاکرات بکار بستند ولی در پرتو اراده محکم ایران و آمریکا کشتی آنها به گل نشست. امریکا در ماههای قبل از انتخابات نوامبر سال جاری دوران حساسی را پشت سر می گذارد.ایران و توافق برجام به یکی از مهمترین موضوعات مبارزات انتخاباتی دو حزب بزرگ این کشور تبدیل شده است.رصد فعالیت های انتخاباتی از وظایف اصلی ما و عین سیاست است.دست یازیدن به اقداماتی که فرصت را برای جنگ طلبان آمریکا فراهم کند ، خلاف عقل و عین بی تدبیری است.مقایسه دوران جرج دبلیو بوش و باراک اوباما چه در رابطه با ایران و چه دیگر مناطق و کشورهای جهان منجمله شکست دیوار آهنین و 60 ساله این کشور در قبال کوبا درس های آموزنده ای را پیش روی ما قرار داده است.اتخاذ مواضع طبلکارانه از تاکتیک های لازم ( و احیانا کارآمد ) در دنیای سیاست است ولی اشتباه محاسبه در این عرصه مانند آنچه که در برخی کشورهای همسایه شاهد بودیم ،فاجعه بار خواهد بود.

جاوید قربان اوغلی 17/01/1395

منبع : سحوریاگر برجام نبود
برچسب ها : کشور ,برجام ,مردم ,مذاکرات ,دولت ,آمریکا ,توافق برجام ,اجرای برجام ,جدید مذاکرات ,قرار داده ,شرایط امروز ,مقابل لازمه اجرای ,تفاوت شرایط امروز ,ب

ضرورت مديريت فضاي پسابرجام

:: ضرورت مديريت فضاي پسابرجام

١- امريكا در بحبوحه كارزارهاي انتخاباتي است. در اين كشور نيز مانند همه كشورهاي جهان دوران انتخابات ميدان شعارهاي تند، گزافه‌گويي‌هاي عوام‌پسند و در يك كلام، استفاده از هر وسيله براي از ميدان بيرون كردن رقيب است. همان‌طور كه همه شاهد هستيم در مبارزات انتخاباتي امريكا، ايران جايگاه ويژه‌اي را اختصاص داده و كمتر كانديدايي است كه در سخنان خود اشاره‌اي به موضوع ايران و توافق هسته‌اي ايران با كشورهاي ١+٥ نداشته باشد. طرفه آنكه در عرصه سياست خارجي نيز موضوع برجام كه يك سوي آن مربوط به ايران است، يكي از مهم‌ترين موضوعات مورد بحث در ميان كانديداهاي دو حزب جمهوريخواه و دموكرات  امريكاست.
٢- در ايران هم پس از گذر از يك دوره آرامش پس از تصويب برجام در مجلس شوراي اسلامي، شوربختانه بار ديگر، توافق هسته‌اي ايران با ١+٥ به موضوعي براي تسويه حساب‌هاي سياسي تبديل شده و تا جايي پيش رفته است كه سخنان بي‌مبناي يك ديپلمات امريكايي يا يك كشور ديگر غربي، مقاله يك روزنامه‌نگار يكي از كشورهاي طرف ايران به عنوان سندي در مهم‌ترين رسانه‌هاي يك كشور براي شكست برجام و اثبات عدم تعهد طرف مقابل در اجراي برجام مي‌شود، در حالي كه سخنان زمامداران اصلي امريكا اگر برخلاف آن نوشته يا گزافه‌گويي‌هاي آن سياستمدار نباشد، مويد آن هم نيست

٣- بايد بپذيريم كه اكنون برجام يك سند مهم بين‌المللي است. بر اساس اين سند، تعهداتي به دوش ما و همچنين به دوش طرف‌هاي مقابل ما گذاشته شده است. ارزيابي اينكه ما چه داريم و چه گرفتيم، موضوعي مربوط به گذشته است. سوال امروز اين است كه چگونه مي‌توانيم اين سند مهم بين‌المللي را به بهترين وجه كه متضمن جميع منافع كشور باشد، حفظ كنيم. مذاكرات ٢٢ ماهه منتهي به برجام نمايانگر اين واقعيت است كه حصول توافق هسته‌اي يك خواست و نياز دو طرفه بود. اتفاقا كليد حصول اين توافق نيز در اراده دو طرف براي برون‌رفت از بحران هسته‌اي بود كه بيش از يك دهه جهان و ايران را درگير آن كرده بود. در اين دوره ٢٢ ماهه، دو طرف از برخي خواسته‌هاي خود، به حق يا ناحق كوتاه آمدند. اين از طبيعت مذاكرات ديپلماتيك و توافقات مهم است كه در غير اين صورت مذاكره تبديل به جدال و جدال تبديل به جنگ خواهد شد. هدف طرفين، پرهيز از ورود به مرحله جنگ بود و بر اين باور هستيم كه اين بزرگ‌ترين دستاورد ايران در فضاي بسيار تندي بود كه طي چند سال گذشته عليه ايران ايجاد شده بود.
٤- مشكل اصلي اجرايي شدن برجام فضاي تندي است كه ميان ايران و امريكا در جريان است. ما پس از يك دوره نسبتا طولاني،  انزواي سياسي و بين‌المللي و تحريم‌هاي فلج‌كننده كه مشكلات عديده‌اي را براي زندگي و معيشت مردم به بار آورد و همچنين مانع از تعامل سازنده ايران با جهان در عرصه سياست خارجي خود شد، وارد فاز جديدي شده‌ايم كه توافق برجام نقطه آغاز آن است. در اين مرحله دنيا از منظر ديگري به ايران نگاه مي‌كند. رفت و آمدهاي سياسي در بالاترين سطوح و هجوم شركت‌هاي كشورهاي مطرح جهان براي ورود به بازار ايران از نتايج اوليه توافق برجام بود كه متاسفانه در فضاي تند سياسي كه چند صباحي است آغاز شده، در حال كم فروغ شدن است. در حالي كه برجام مانند طفلي است كه در يكي، دو سال نيازمند مراقبت‌هاي جدي است. به طور طبيعي، هيچ يك از آحاد كشورمان خواستار ضعف و سستي كشورش در جهان نيست. همه ما ايراني قدرتمند و مطرح در صحنه بين‌المللي خواستاريم. به طور طبيعي، افزايش قدرت نظامي از حقوق غيرقابل انكار هر كشوري است و بايد دانست كه قدرت موشكي و توان نظامي يكي از بازوها و اهرم‌هاي قدرت در عرصه جهاني است. در كنار  اين مولفه، قدرت اقتصادي، برخورداري مردم از يك زندگي شرافتمندانه و لايق‌ شأن و منزلت ايراني لازمه اداره كشور است كه در صورت كم‌توجهي به آن عملا كشور مهم‌ترين سرمايه حمايتي خود را از دست خواهد داد. مي‌توان قدرت نظامي را روزآمد كرد ولي از تندتر شدن فضاي سياسي و تبليغاتي نيز پرهيز كرد. بايد به گونه‌اي عمل كنيم كه اگر آنها از ما درباره فعاليت‌هاي نظامي سوال كردند، به بياني ساده بگوييم حق طبيعي هر كشوري است كه آمادگي داشته باشد.

 

اعتماد ، دوشنبه 16 فروردین 1395 ، ص 1 ( نگاه روز)

لینک مطلب:

 http://etemadnewspaper.ir/?News_Id=40196

 

 

توضیح:

مطلب فوق بصورت تلفنی به اعتماد داده شد که متاسفانه پاراگراف مهمی را حذف کردند.

متضمون پاراگراف حذف شده ضرورت پرهیز از بازگشت به شعارها و اقدامات تحریک آمیزی مانند محو اسراییل از کره زمین که  باعث احاله پرونده هسته ای به شورای امنیت و تصویب قطعنامه های و تحمیل تحریم ها شد .چه نیازی است که ما بر روی موشک هایمان این شعار را نوشته و باعث بازگشت به دوران قبل از  برجام شویم.

جاوید 

منبع : سحوریضرورت مديريت فضاي پسابرجام
برچسب ها : برجام ,توافق ,فضاي ,جهان ,سياسي ,قدرت ,توافق هسته‌اي ,قدرت نظامي ,توافق برجام ,عرصه سياست ,هسته‌اي ايران ,عرصه سياست خارجي ,توافق هسته‌اي ايرا

چرا مردم آمدند؟

:: چرا مردم آمدند؟

ماراتن انتخابات مجلس دهم با تمام فرازوفرودش به پايان رسيد و ملت بزرگ ايران حماسه اي ديگر را رقم زد. ظريفي انتخابات اخير را به «شهرآورد» دو جريان اصلي کشور تشبيه کرده بود؛ شهرآوردي که تيم اصلاح طلبان در نبود نفرات اصلي خود با ياران ذخيره اي که اکثرا حتي يک بازي را تجربه نکرده بودند به ميدان آمدند؛ اما همان طور که شهرآوردهاي فوتبال غيرقابل پيش بيني است و اتفاقا اين يکي از جذابيت هاي فوتبال است، شهرآورد انتخابات دو طيف اصلي کشور نيز از اين قاعده مستثنا نشد. در اين رابطه به چند نکته اشاره مي کنم. 
    ١) «راي تهران» ملاک و ميزان هرگونه تحليلي درباره اين انتخابات و نماد «اقبال مردم» به يکي از اين دو جناح در سطح کشور است. روشن است که دو جناح، برترين هاي خود را در ترکيب فهرست اين شهر قرار مي دهند که اين گونه هم بود با اين تفاوت که در غياب بزرگان و چهره هاي شاخص اصلاح طلب تنها تيم حريف بود که اغلب بزرگان خود را در ترکيب فهرست تهران به ميدان فرستاده بود. هر نتيجه اي از اين شهرآورد قابل پيش بيني بود جز آنچه شد. 
     ٢) اما چرا نتيجه اين طور شد؟ نگارنده براي اين نتيجه به دو دليل سلبي و ايجابي رسيده ام و بر اين باورم که هر دو حاوي درس هاي بزرگي از اين شهرآورد است اگر قدري دقت داشته باشيم. اصولگرايان با دو اشتباه به چنين نتيجه اي تن در دادند. 
     اولين اشتباه آنها عدم رعايت قواعد بازي مثل زدن اتهام «انگليسي» به جناح اصلاح طلب بود. مردانگي، مرام، پهلواني، معرفت و خصوصيات اخلاقي جهان پهلوان غلامرضا تختي که پهلوانان ايران و جهان او را الگوي اخلاقي خود مي دانند، به دليل کسب مدال هاي رنگارنگ و ايستادن بر فراز سکوهاي مسابقات المپيک جهاني نيست. هم دوره اي هاي تختي و حتي آنهايي که او را نديده اند، از پهلواني ياد مي کنند که در فينال مسابقات جهاني کشتي وقتي متوجه شد پاي حريفش آسيب ديده، به پاي مصدوم او حمله نکرد و از پاي ديگر او زير گرفت. ماندلا، اين الگوي سياست ورزي جهان نيز مي گفت: «من در مسابقات ورزشي در شکست دادن حريفان به گونه اي عمل مي کردم که آنان شرمنده نشوند». 
     اما دومين اشتباه آنها عدم درس آموزي از انتخابات ٩٢ بود. در انتخابات دو سال قبل نيز شرط بندي آنها روي يکي از کانديداهاي سه گانه خودشان بود. اصلاباور نداشتند که ممکن است ملت انتخاب ديگري داشته باشند. 
     ٣) درست برخلاف اصولگرايان، مربيان کارآزموده تيم مقابل همه تجربه هاي گذشته و حال را پيش روي خود قرار دادند. اول اينکه از خواسته هاي حداکثري دست شسته و با درک شرايط و استفاده از عقل جمعي به «مجلس معتدل» که از وجود عناصر افراطي خالي باشد بسنده کردند. دوم اينکه در پرتو خواست حداقلي به «ائتلاف گسترده» رسيدند.
     آنها با عقلانيت اين قاعده را با دل و جان پذيرفتند که سياست، دنياي «ممکن» ها و نه «آرزو»ها است. اگر نمي توان بهترين ها را داشت بايد از بدترين ها به شکل ممکن پرهيز کرد. اين تحول مهمي در انديشه و عمل اصلاح طلبي بود. بايد سپاسگزار شخصيت هاي کليدي تاثير گذاري بود که دغدغه کشور را فارغ از انديشه هاي حزبي دارند. تاريخ از ايشان براي اين خدمت بزرگ به ايران به نيکي ياد خواهد کرد. 
     ٤) نمي توان از انتخابات مجلس دهم و خبرگان پنجم سخن گفت ولي از رفتاري که در بين مردم، واکنش زيادي داشت غافل شد. فارغ از نوع نگرش محافل خاص، نگاه مردم به امام خميني، بيت او و بازماندگان اين شجره طيبه گونه اي ديگر است. احراز صلاحيت نشدن آيت الله سيدحسن خميني، که علاوه بر نوه بلافصل، نوه فکري امام نيز هستند، براي جامعه، ابهامات بسياري ايجاد کرد. اتفاقي شبيه سال ٩٢ که در آن، آيت الله هاشمي هم با مسئله اي از اين جنس مواجه شد و مردم به چهره مورد حمايت ايشان راي دادند. خلق حماسه اي ديگر در هفت اسفند ٩٤ نيز از همان جنس است.

 

روزنامه شرق، دوشنبه 10 اسفند 1394 ، ص1 ( سرمقاله)

لینک مطلب:

/http://sharghdaily.ir/News/87302

 

توضیح:مطلب فوق با تغییراتی در روزنامه شرق چاپ شده است.مطلب اصلی به شرح ذیل است

 

درس های انتخابات دهم

ماراتن انتخابات مجلس دهم با تمام زشتی ها و زیبایی هایش با پایان رسید و ملت بزرگ ایران حماسه ای دیگر را رقم زد.ظریفی انتخابات اخیر به " شهرآورد " اصولگرایان و اصلاح طلبان تشبیه کرده و نوشته بود، شهرآوردی که تیم اصلاح طلبان به دلیل رد صلاحیت نفرات اصلی و ستون فقرات تیم خود مجبور به استفاده از یاران ذخیره ای شد که حتی یک بازی را تجربه نکرده بودند.اما همچنان که شهرآوردهای فوتبال غیر قابل پیش بینی است و اتفاقا این یکی از جذابیت های  فوتبال است ، شهرآورد انتخابات دو طیف اصلی کشور نیز از این قاعده مستثنی نشد.اعلام وزن کشی سیاسی ناشی از نتایج کلی را به اهلش وامی گذارم و فقط چند نکته بسنده می کنم.

1)     " رای تهران " ملاک و میزان هر گونه تحلیلی در باره این انتخابات و نماد " اقبال مردم " به یکی از این دو جناح در سطح کشور است. روشن است دو جناح برترین های خود را در ترکیب لیست این شهر قرار می دهند که اینگونه هم بود با این تفاوت که  در غیاب بزرگان و چهره های شاخص اصلاح طلب  به دلیلی که ذکر آن رفت تنها یک تیم همه بزرگان خود را در ترکیب لیست تهران به میدان فرستاده بود.هر نتیجه ای از این شهرآورد قابل پیش بینی بود جز طوفان سی بر صفر.

2)     چرا اینطور شد؟ من برای این نتیجه به دو دلیل سلبی و ایجابی رسیده ام و بر این باورم که هر دو حاوی درس های بزرگی از این شهر آورد است اگر گوش هایی برای شنیدن داشته باشیم.اصولگرایان با دو اشتتباه غیر قابل گذشت به چنین نتیجه ای تن در دادند.

اولین اشتباه آنها عدم رعایت اصل" بازی جوانمردانه "بود. اتهام " انگلیسی " به جناح مقابل مخالف توهین به اصلاح طلبان نبود.با این اتهام به شعور یک ملت توهین کردند که باید به خاطر آن از ملت عذر خواهی کنند. مردانگی، مرام، پهلوانی، معرفت و خصوصیات اخلاقی جهان پهلوان غلامرضا که پهلوانان ایران و جهان او را الگوی اخلاقی خود می دانند ، به دلیل  کسب مدال های رنگارنگ و ایستادن بر فراز سکوهای مسابقات المپیک جهانی نیست.هم دوره‌‌ای‌های تختی و حتی آنهایی که او را ندیده‌اند،از پهلوانی یاد می کنند که در فینال مسابقات جهانی کشتی وقتی متوجه شد پای حریفش آسیب دیده،به پای مصدوم او حمله نکرد و از پای دیگر او زیر ‌گرفت.ماندلا، این الگوی سیاست ورزی جهان نیز می گفت " من در مسابقات ورزشی در شکست دادن حریفان به گونه عمل می کردم که آنان شرمنده نگردند".

اما دومین اشتباه آنها عدم درس آموزی از انتخابات 92 و غروری بود که با باور غلط " پیروزی بزرگ " بدان دچار شدند. در انتخابات دو سال قبل نیز شرط بندی آنها به روی یکی کاندیداهای سه گانه خودشان بود.اصلا باور نداشتند که ممکن است ملت انتخاب دیگری داشته باشد.

3)    درست برخلاف اصولگرایان مربیان کارآزموده تیم مقابل همه تجربه های گذشته و حال را پیش روی خود قرار دادند. اول اینکه از خواسته های حداکثری دست شسته و با درک شرایط و استفاده از عقل جمعی به " مجلس معتدل " که از وجود عناصر تندرو و افراطی خالی باشد بسنده کردند.دوم اینکه  در پرتو خواست حداقلی به قبول " ائتلاف گسترده " تن دردادند.آنها با عقلانیت این قاعده را با دل و جان پذیرفتند که سیاست دنیای " ممکن " هاست و نه " آرزوها ". اگر نمی توان بهترین ها را داشت باید از بدترین ها به شکل ممکن پرهیز کرد. این تحول مهمی در اندیشه و عمل " اصلاح طلبی بود.باید سپاسگزار شخصیت های کلیدی تاثیر گذاری بود که دغدغه کشور را فارغ از اندیشه های جزمی حزبی دارند.تاریخ از این بزرگان برای این خدمت بزرگ به ایران به نیکی یاد خواهد کرد. 

4)    نمی توان از انتخابات مجلس دهم و خبرگان پنجم سخن گفت ولی بداخلاقی بزرگی که مردم را به واکنش شدید وادار و نتیجه غافگیرانه را به اصولگراین تحمیل کرد ، غافل شد. فارغ از نوع نگرش محافلی خاص ، نگاه مردم به امام خمینی ، بیت او و بازماندگان این شجره طیبه گونه ای دیگر است.نمی دانم منطق عدم احراز صلاحیت سید حسن چه بود.ولی کوچه و بازار اماکنی که در نفوذ اصولگرایان در آنها تردیدی وجود ندارد ، نشان از نگرانی مردم بود.هیچکس نمی توانست بپذیرد که " نوه فکری امام " بنیانگذار حکومت بر مبنای ولایت فقیه ، صلاحیت حضور در مجلسی را نداشته باشد که وظیفه اصلی آن انتخاب " ولی فقیه " در شرایط بحرانی کشور همچون 14 خرداد 1367 است. عدم احراز هاشمی رفسنجانی در انتخابات 92 و هجوم مردم به صندوق ها  و رای دادن به کسی که هاشمی از او حمایت کرد. تردید نکنید عدم احراز صلاحیت  سید حسن خمینی  اشتباهی بود که مربیان تیم مقابل با ارتکاب آن مردم را به خلق حماسه ای دیگر در 7 اسفند 94 وادار کردند.

 

جاوید قربان اوغلی

9 اسفند 1394

   

     

منبع : سحوریچرا مردم آمدند؟
برچسب ها : انتخابات ,اصلاح ,مردم ,کشور ,جهان ,      ,اشتباه آنها ,اصلاح طلبان ,انتخابات مجلس ,باشد بسنده ,وجود عناصر ,جهان پهلوان غلامرضا ,تجربه نکرده بودن

عیار هاشمی و سکه سیاست

:: عیار هاشمی و سکه سیاست

درباره هاشمي رفسنجاني و نقش و تاثير او در عرصه سياسي کشور کتاب ها و مقالات بسياري در داخل و خارج کشور به زبان هاي مختلف نوشته شده است. زوايا و روايت هاي گوناگون نگاه نويسندگان درباره اين سياست مدار برجسته، نمايانگر پيچيدگي هاي وجوه شخصيتي و نقش او در مقاطع و دوران هاي مختلف ٣٧ سال گذشته پس از انقلاب است. بر اين باورم که چهار ويژگي هاشمي او را در عرصه سياسي ايران از ديگر سياست مداران عصر خود متمايز مي کند. 
    اول، نيم قرن همراهي با نهضت امام خميني: هاشمي در نيم قرني که از آغاز نهضت امام خميني مي گذرد، همواره عضوي تاثيرگذار و ياري وفادار براي رهبري نهضت بود. به جرئت مي توان ادعا کرد که نمي توان صفحه اي از تاريخ ٥٠ ساله را پيدا کرد که نام هاشمي در آن نباشد؛ خواه در قالب يک کلمه و جمله و يا تمامي صفحه. اگر عوامل رژيم وقت مي دانستند طلبه جواني که براي اولين بار در سن ٢٤ سالگي پس از سخنراني در همدان دستگير و با وساطت بزرگان روحاني آن ديار از بند آزاد شد، به شخصيتي اثرگذار در سال هاي آينده تبديل خواهد شد، سرنوشت او در چنگال شهرباني وقت رژيم، به گونه اي ديگر رقم مي خورد. جايگاه هاشمي نزد امام (ره) و نسبت او با نهضت و انقلاب را بايد از کساني سوال کرد که در زمان داغ و درفش و تبعيد و زندان در کنار امام و همراه و همگام او بودند. او براي ادعاهايش نيازمند دادن سند نيست؛ او خود سند انقلاب است. 
     دوم، سياست ورزي: در تاريخ معاصر شخصيت هاي نادري را مي توان يافت که سياست مدار دوران بحران باشند. نام اين قليل افراد فارغ از نظام ارزشي کنوني ما در تاريخ معاصر ايران ماندگار است. قصد ورود به اين مبحث و تطويل کلام را ندارم؛ ولي به جرئت مي توان گفت هاشمي يکي از انگشت شمار سياست مداراني است که در بحراني ترين شرايط با نقش آفريني تاثيرگذار خود، کشتي طوفان زده کشور را به ساحل امن هدايت کرده است. واقع بيني و ميهن پرستي از عناصر اصلي سياست ورزي هاشمي و خمير مايه وجودي اوست. او در عرصه سياست «آرمان گراي متصلب» نيست و مي داند در شرايط بحران چگونه بايد از عقبه ها عبور کرد. از اين منظر هاشمي سياست مداري واقع گراست. گفته اند سياست مداران را مي توان از روي اولين الگويي که در جواني انتخاب کرده، شناخت. الگوي هاشمي در جواني اميرکبير بود و در جايي گفته است «اگر در زمان ناصري به جاي اميرکبير يک مجتهد روشنفکر صدراعظم مي شد، همان کارهايي را مي کرد که اميرکبير کرد».
     سوم: پيچيدگي شخصيت: هاشمي در سياست ورزي شخصيتي چندبُعدي دارد. در مذاکره سياسي، به ويژه با مقامات خارجي دست خود را رو نمي کند. دقيق و گزيده سخن مي گويد. هدفمند و نتيجه اي که در پي آن است، مذاکره را اداره مي کند. در صورت نياز صراحت و به مقتضاي شرايط با ابهام و چند پهلو سخن مي گويد. در عرصه سياست داخلي معروف است که از چپ ترين چپ تا افراطي ترين راست، نمي توان فردي را يافت که پيش هاشمي رفته و دلخور و ناراضي از جلسه بيرون آمده باشد. اين ويژگي و قدرت اقناع برخلاف تصور عامه هنر و ارزش يک سياست مدار است. 
     چهارم، مسئوليت پذيري و صبر: هاشمي دولتمردي است که قدرت انعطاف و انطباق کم نظيري در شرايط شفاف، مه آلود يا تيره سياسي دارد. او در ٣٧ سال گذشته در تمامي مسئوليت هاي تصميم سازي و اجرائي انقلاب و کشور نقش آفريني کرده است. در بحراني ترين روزهاي پيش از پيروزي از جانب امام ماموريت مي يابد که بحران اعتصاب کارکنان نفت را مديريت کند؛ پس از روزهاي خونين ٢٢ بهمن از اعضاي اصلي اداره کشور در «شوراي انقلاب» است؛ ١٦ سال مسئوليت مجلس، هشت سال رياست قوه مجريه، رياست مجلس خبرگان رهبري، رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام و... از ديگر مسئوليت هاي هاشمي در کليدي ترين مناصب کشوري است. سياست مداري با اين پيشينه و سابقه در انتخابات ٨٤ از يک حريف گمنام شکست مي خورد؛ در انتخابات مجلس ششم سي ام مي شود؛ رياست خبرگان را به فرد ديگري واگذار مي کند؛ کرسي امامت نماز جمعه را که قريب به سه دهه در آن حضور داشت، از دست مي دهد و مهم تر از همه شخصيتي با اين سوابق در انتخابات ٩٢ امکان حضور نمي يابد؛ اما هيچ يک از تلاطم هاي سياسي، او را در هيچ مقطعي از ايفاي مسئوليت باز نمي دارد. هاشمي انقلاب را پاره اي از وجود خود مي داند. او در عرصه عمل ثابت کرده است که براي حفظ اين گوهر گران بها آماده است همه چيز خود را بدهد. يکي از مشکلات سال هاي اخير کافي بود تا اراده هاي ديگر سياست پيشگان را در هم بشکند؛ اما او همچنان مانده و در اين دوره انتخابات خبرگان نيز نقش آفريني اثرگذار است. انعطاف هاشمي در اين موارد (حتي درباره خانواده خود) نشان مي دهد اولويت تغييرناپذير او انقلاب و سرنوشت آن است.

 

روزنامه شرق ، چهارشنبه 5 اسفند 1394 ، ص 8

لینک مطلب:

 /http://sharghdaily.ir/News/86954
         
توضیح: مطلب فوق با تعییراتی در روزنامه چاپ شده است.مطلب ارسالی به شرح ذیل است.

 

 

نسبت هاشمی با انقلاب

 

درباره ‌هاشمی رفسنجانی ، نقش و تاثیر او درعرصه سیاسی کشور کتاب‌ها و مقالات بسیاری در داخل و خارج کشور به زبان‌های مختلف نوشته شده است. زوایا و روایت های  گوناگون نگاه نویسندگان در باره این سیاستمدار برجسته نمایانگر پیچیدگی های وجوه شخصیتی و نقش او در مقاطع و دوران های مختلف  37 سال گذشته پس از انقلاب است. 

 بر این باورم که چهار ویژگی هاشمی  او را در عرصه سیاسی ایران از دیگر سیاستمداران عصر خود متمایز می سازد.

 

اول: نیم قرن همراهی با نهضت امام خمینی

 

هاشمی طی نیم قرنی که از آغاز نهضت امام خمینی می گذرد ، همواره عضوی تاثیر گذار و یاری وفادار برای رهبری نهضت بود.به جرات می توان ادعا کرد نمی توان صفحه ای از تاریخ 50 ساله را را پیدا کرد که نام هاشمی در آن نباشد خواه در قالب یک کلمه و جمله ویا  تمامی صفحه .طلبه جوانی که برای اولین بار در سن 24 سالگی پس از سخنرانی در همدان دستگیر و با وساطت بزرگان روحانی آن دیار از بند آزاد می گردد. شاید اگر در آن زمان عوامل رژیم می دانستند که این طلبه جوان به تاثیر گذارترین شخصیت در سالهای آینده تبدیل خواهد شد ، آن روز سرنوشت هاشمی گرفتار در چنگال شهربانی وقت رژیم ، به گونه ای دیگر رقم می خورد.

 جایگاه هاشمی نزد امام و نسبت او با نهضت و انقلاب را باید از کسانی سوال کرد که در زمان داغ و درفش و تبعید و زندان درکنار امام و همراه و همگام او بودند.او برای مدعاهایش نیازمند دادن سند نیست او خود سند انقلاب است.

 

دوم: سیاست ورزی

 

در تاریخ معاصر شخصیت های نادری را می توان یافت که سیاستمدار دوران بحران  باشند.نام این قلیل افراد فارغ از نظام ارزشی کنونی ما در تاریخ معاصر ایران ماندگار است.قصد ورود به این مبحث و تطویل کلام را ندارم  ولی به جرات می توان گفت هاشمی  یکی از انگشت شمار سیاستمدارانی است که در بحرانی ترین شرایط با نقش آفرینی  تاثیر گذار خود، کشتی طوفان زده کشور را به ساحل امن هدایت نموده است.

 واقع بینی و میهن پرستی از عناصر اصلی سیاست ورزی هاشمی و خمیر مایه وجودی اوست.او در عرصه سیاست " آرمانگرای متصلب " نیست و می داند در شرایط بحران چگونه باید ازعقبه ها عبور کرد.از این منظر هاشمی سیاستمداری واقع گراست. گفته اند  سياست‌مداران  را مي‌توان از روي اولين الگويي كه در جواني انتخاب كرده شناخت.الگوی هاشمی در جوانی امیرکبیر بود و در جایی گفته است" اگر در زمان ناصري به جاي اميركبير يك مجتهد روشنفكر صدراعظم مي‌شد همان كارهايي را مي‌كرد كه اميركبير مي‌كرد." ترجمان این کلام الگوی او  در زمامداری و برداشت او از مسولیت های حکومت – حتی در آن زمان – در توسعه‌گرایی و پیشرفت کشور است. در چارچوب سیاست ورزان بزرگ ایران ، هاشمی رفسنجانی نمونه ای مشخص و ممتاز است".

 

سوم: پیچیدگی شخصیت

 

هاشمی در سیاست ورزی شخصیتی چند بعدی دارد.در مذاکره سیاسی، علی الخصوص با مقامات خارجی  دست خود را رو نمی کند. دقیق و گزیده سخن می گوید.هدفمند و نتیجه ای که در پی آن است مذاکره را اداره می کند.در صورت نیاز صراحت و به مقتضای شرایط با ابهام و چند پهلو سخن می گوید. در عرصه سیاست داخلی ، معروف است کسی را (از چپ ترین چپ تا افراطی ترین راست ) نمی توان یافت پیش هاشمی رفته و دلخور و ناراضی از جلسه بیرون آمده باشد.این ویژگی و قدرت اقناع بر خلاف تصور عامه هنر و ارزش یک سیاستمدار است.سیاستمداران بزرگ جهان نیز چنین بوده اند.مکاتبات هاشمی با صدام نمونه بارز ذکاوت وهوشمندی این سیاستمدار بزرگ کشور و سند افتخاری برای اوست. روشن است سیاستمداران در زندگی سیاسی دچار اشتباهاتی هم می شوند که این امر در عرصه سیاست امری اجتناب ناپذیر است.اینکه سیاستمداری سفره دل خود را باز کند و مکنونات قلبی خود را به سادگی رو کند، در سپهر سیاست عین بلاهت است.

 

چهارم : مسولیت پذیری و صبوری

 

هاشمی دولتمردی است که قدرت" انعطاف و انطباق " بی نظیری در شرایط شفاف ، مه آلود و تیره سیاسی کشور دارد.او در 37 سال گذشته در تمامی مسولیت تصمیم سازی و اجرایی انقلاب و کشور نقش آفرینی کرده است. در بحرانی ترین روزهای پیش از پیروزی  از جانب امام ماموریت می یابد بحران اعتصاب کارکنان نفت را مدیریت نماید. پس از روزهای خونین 22 بهمن از اعضاء اصلی اداره کشور در قالب " شورای انقلاب " است.شانزده سال مسولیت مجلس شورای اسلامی عهده دار بود . هشت سال ریاست قوه مجریه ، ریاست مجلس خبرگان رهبری ، ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام و ....از دیگر مسولیت های هاشمی در کلیدی ترین مناصب کشوری است.سیاستمداری با این پیشینه و سابقه در انتخابات 84  از یک حریف گمنام شکست می خورد ، در انتخابات مجلس هفتم با به رده پایین تر از سی ام  سقوط می کند ، ریاست خبرگان را به فرد دیگری واگذار می کند، کرسی امامت نماز جمعه را که قریب به سه  دهه در آن حضور داشت  از دست می دهد و مهمتر از همه شخصیتی با این سوابق در انتخابات 92 عدم احراز صلاحیت می شود. اما هیچیک از تلاطم های سیاسی او را در هیچ مقطعی از ایفای مسولیت باز نمی دارد.هاشمی انقلاب را پاره ای از وجود خود می داند.او در عرصه عمل ثابت کرده است که برای حفظ این گوهر گرانبها آماده است همه چیز خود را بدهد.یکی از مشکلات سالهای اخیرکافی بود تا اراده های دیگر سیاست پیشگان را درهم بشکند.انعطاف هاشمی در این موارد ( حتی در باره خانواده ) نشان داد اولویت تغییر ناپذیر او انقلاب و سرنوشت آن است.   

 

جاوید قربان اوغلی

 

4 اسفند 1394

 

 

 

     

 

منبع : سحوریعیار هاشمی و سکه سیاست
برچسب ها : هاشمی ,هاشمي ,انقلاب ,سياست ,کشور ,توان ,نهضت امام ,سیاست ورزی ,سياست مدار ,سياست ورزي ,عرصه سیاست ,بحران اعتصاب کارکنان

در درک عربستان جدید ناکام بودیم/سیاست های ما هم کمتر از عربستان تهاجمی نبوده است

:: در درک عربستان جدید ناکام بودیم/سیاست های ما هم کمتر از عربستان تهاجمی نبوده است

 

بین الملل > دیپلماسی - دکتر جاوید قربان اوغلی مدیر کل پیشین خاورمیانه وزارت خارجه معتقد است در ماجرای رابطه با عربستان نباید همه تقصیر را گردن سعودی بیندازیم.
 

سعید جعفری

روابط ایران و عربستان به گره کور مناسبات منطقه ای بدل شده است. گویی روابط ایران و اعراب قرار نیست هیچگاه صمیمی و دوستانه باشد، روایتی که از زمان صدر اسلام تا به امروز به نوعی ادامه داشته است و حالا دو قدرت منطقه ای خاورمیانه بیش از همیشه جنگ نیابتی شان حنبه علنی گرفته و هیچ چشم انداز روشنی برای ادامه این مناقشه وجود ندارد. درگیری های متعدد دو کنشگر در حوزه های گوناگون همچون عراق و سوریه و دیگر مناطق این منازعه را در هم تنیده تر و پیچیده تر هم کرده است.

در پس تمام این تحلیل ها این پرسش کلیدی نهفته است که با این عربستان چه باید کرد؟ آیا راه حلی برای خروج از این وضعیت وجود دارد؟ آیا تمام تقصیر بر گردن عربستان سعودی است؟ برای یافتن پاسخ این پرسش ها از مدیر کل پیشین خاورمیانه وزارت خارجه خواستیم تا به کافه خبر بیاید و ماجرای روابط تیره و تار تهران و ریاض را بررسی کنیم. جاوید قربان اوغلی معتقد است نمی توان ماجرا را یکسویه تحلیل کرد و در این بحران ادامه دار شده ما هم کم بی تقصیر نیستیم.

مشروح گفتگوی مفصل خبرآنلاین با دکتر جاوید قربان اوغلی که قرار بود فقط درباره روابط ایران و عربستان باشد اما به ماجرای هسته ای انجامید را در ادامه می خوانید.  

ماجرای رابطه ایران و عربستان موضوعی چند وجهی است و به نظر می رسد نمی توان بدون در نظر گرفتن یک بخش، این مناسبات را تحلیل کرد. یک سمت قصه این است که رقابتی استراتژیک طبیعی و البته تاریخی بین ایران و عربستان وجود داشته و این محدود به زمان فعلی هم نیست و در زمان رژیم پهلوی هم بوده است. در زمان دولت سازندگی و اصلاحات اگر روابط تهران - ریاض کم تنش دنبال می شده به این دلیل بوده که منطقه هم خیلی بستر ناآرامی نداشته، البته سیاستمداری هم با تعقل بیشتری همراه بوده ولی به نظر می رسد عنصری کلیدی نبوده است. در زمان آقای احمدی نژاد هم منطقه درگیر تنش های شدید شد و هم در عین حال سیاستمداران ما به ویژه در حوزه سیاست خارجی از تدبر و مدیریت لازم برخوردار نبودند و در واقع بر آتش ایجاد شده بنزین ریختند. با روی کار آمدن آقای روحانی تصور غالب این بود که ایشان می توانند این قصه را تا اندازه ای سر و سامان دهند. آقای روحانی پیش از ورود به پاستور و در نخستین صحبت های خود در کنفرانس مطبوعاتی شان تاکید کردند عربستان کشور دوست و برادر ما است ولی این اتفاق نیفتاد و روابط ما با عربستان سعودی نه تنها بهتر نشده که بدتر هم شده است. تلاش ها از سوی دولت هم کم صورت نگرفته و در حوزه سیاست خارجی اقدامات زیادی انجام گرفت تا سیگنال های مثبتی برای سعودی ارسال شود گمانه هایی مبنی بر بهبود اوضاع بعد از مرگ ملک عبدالله به گوش می رسید ولی با آمدن سلمان فضا بدتر هم شد. در نتیجه نمی توان تحلیل سطحی و یک طرفه ارائه داد و همه مسئولیت را به گردن یک طرف انداخت. دست کم نخبگان حکومتی حاکم در ریاض علاقه چندانی به بهبود رابطه با ایران ندارند و بازی را با حاصل جمع صفر می بینند و فکر می کنند افزایش قدرت ایران مساوی است با انزوای بیشتر عربستان. با در نظر گرفتن این موارد شرایط را چگونه باید تحلیل کرد؟

من با شما موافقم که رابطه ایران و عربستان همواره یک رابطه رقابتی حتی در زمان شاه هم بوده است. منتهی بعد از انقلاب نگرش من به روابط ایران و عربستان قدری متفاوت است. اعتقادم این است ما می توانستیم و می توانیم در عین حفظ رقابت که هرگز منافع ما همسان و یکسو نخواهد بود، در موضوعات مختلف که وجه اختلافمان است (مسئله نفت، مسائل منطقه، جهان اسلام و رهبری آن، موضوع فلسطین) می توانستیم با عربستان روابط بدون تنشی داشته باشیم.

آنچه که به نظر من عامل مشکلات اخیر شده برجسته تر شدن رقابت های ایران و عربستان در مسائل منطقه ای است. عربستانی ها مشخصا از دو چیز نگران شدند. یکی مسئله بهار عربی یا بیداری اسلامی است. سعودی تصور می کرد این تحولات در راستای منافع عربستان نیست و باعث کاهش نفوذ این کشور در سرزمین های عربی و افزایش حضور ایران در این کشورها خواهد بود. البته مداخله عربستان در تونس که رهبر سابقش به ریاض فرار کرد، یا در مصر بر هیچ کس پوشیده نیست یا در مسائل مربوط به عراق نقطه راس تقابل میان ایران و عربستان است. چون عراق همیشه منطقه تعادل روابط ایران و عربستان بوده است و اگر ما در این منطقه سه راس داشتیم (ایران و عربستان و عراق) همواره یک بالانس قدرتی میان اینها وجود داشت ولی بعد از سقوط صدام این موازنه به سود ایران تغییر کرد. بااتفاقات بعدی تحلیل های امنیتی عربستان اظهار می داشت ایران خیزهای بلندی برای کنار زدن عربستان بر می دارد. که از آن جمله می توان به مسئله سوریه و بعد مسئله خطرناک تر و مهم ماجراهای یمن اشاره کرد. در یمن هیچگونه انعطافی از ایران دیده نشد ضمن اینکه جنگ نیابتی ایران و عربستان در سوریه کاملا مشخص شد و این باعث شد بحران در روابط ایران و عربستان اوج بگیرد. یمن هم که دیگر واقعا برای عربستان غیرقابل تحمل بود. هر کسی که جغرافیای سیاسی منطقه را بداند می داند که یمن امتداد و حیاط خلوت عربستان است. اتفاقاتی که در یمن افتاد باعث شد عربستان واقعا حالت جنگ علنی را با ایران آغاز کند. همانطور که قبلا هم خدمتتان گفتم امکان اینکه سوریه به اینجا نرسد وجود داشت، در مورد یمن هم چنین شرایطی وجود داشت. 

متاسفانه آن بخش سیاسی در وزارت خارجه ما که مسئولیت امور خاورمیانه را به دست دارد، صحبت های منطبق بر جایگاه یک دیپلمات را به زبان نمی آورد و بیشتر ما را به یاد ادبیات نظامیان می اندازند. مثلا در ماجرای اعزام هواپیمای کمکی به یمن، سعودی ها خویشتن داری کردند که آن هواپیما را نزدند وگرنه یک فاجعه واقعی پیش می آمد در حالیکه طبق قعطنامه شورای امنیت سعودی می توانستند این حماقت را انجام دهند و آن هواپیما را بزند.

نکته دیگر اینکه در حوزه دیپلماسی دو اتفاق افتاد. یکی در دوره هشت ساله آقای احمدی نژاد و آن هم این بود که ایشان از ابتدا فضا را بین تهران و ریاض متشنج کرد هر چند بعدا خواست با حرکات غیر متعارف دیپلماتیک خودش را به عربستان نزدیک کند و هرگز هم پاسخی نگرفت. این در حالیست که در دوره آقای خاتمی ما توانستیم با عربستان قرارداد امنیتی امضا کنیم، کسانی که با ادبیات قراردادها آشنا هستند می دانند قرارداد امنیتی زمانی امضا می شود که ما از تمام پل های سیاسی عبور کرده باشیم. 

جاوید قربان اوغلی

حضور آقای احمدی نژاد با شعارهایی که به زعم خودشان بازگشت به ارزش های انقلابی بود به شدت عربستان را نگران کرد. در حالی که ما خوب می دانیم اصلا چنین چیزی نبود و موضوع بازگشت به شعارهای انقلاب مطرح نبود، بلکه استفاده از چنین فضایی بود. بعد از آن ماجرای بحرین پیش آمد، در مسئله بحرین قطعا ورود عربستان سعودی هم غلط و اشتباه بوده است. عربستان اجازه ندارد ورود نظامی داشته باشد ولی واکنش ما آیا باید به آن شکل می بود که ما به این شدت خود را حامی بحرین نشان دهیم؟ سیاست هایی که در عمل به ضرر خود شیعیان بحرین هم تمام شد. 

یا در مورد یمن قطعا من اقدام عربستان را محکوم می کنم ولی حوثی ها و انصار الله می توانستند در آنجا وقتی صنعا را گرفتند به سمت عدن نروند. شما بعد از گرفتن صنعا بیانیه عربستان را ببینید. عربستان برخورد نسبتا نرمی با این قضیه داشت و گویی حاضر است نقشی را برای انصار الله در یمن بپذیرد منتهی اتفاقی که بعد افتاد مثل تصرف عدن و کسی هنوز هم منشا آن را نمی داند اتفاقاتی است که به فرار منصور هادی و بعد هم حرکت به سوی عدن از سوی انصارالله منجر شد. 

البته اخبار و شواهد حاکی از این است که از ایران به حوثی ها توصیه شده بود که به سمت عدن نروند ولی آنها دست به چنین اشتباه استراتژیکی زدند

اگر خود آنها هم حرکت کردند اشتباهی بوده که رخ داده است. من به خاطر دارم جلسه ای را با مقامات ارشد وزارت خارجه حتی قبل از حمله عربستان به یمن برگزار کردم و آنجا هشدار دادم که مسئله یمن خط قرمز عربستان است و برخی بی دقتی ها سبب مداخله نظامی عربستان خواهد شد. یکی از آقایان با خنده تمسخر آمیزی  صحبت های من را رد کرد و خلاصه آنکه وقعی به آن هشدارها ننهادند. تنها نظر من این نبود بسیاری از کارشناسان دیگر هم چنین هشداری داده بودند که این عربستان عربستان زمان عبدالله و فهد نیست و تهاجمی شده و احتمال جنگ زیاد است اما نظرات کارشناسی به هیچ عنوان مورد اعتنا قرار نگرفت. البته دستگاه دیپلماسی ما خصوصا وزارت خارجه در این خصوص خیلی مقصر نیست چون اختیارات تام و تمام ندارد.  در ماجراهای خاورمیانه تمرکزها به عهده بخشی دیگر است. در نتیجه سه عامل درگیری آقای ظریف در گفتگوهای هسته ای، غفلت از مسائل منطقه که از ضعف مدیریتی مدیریت ذیل آقای ظریف در مسائل منطقه ای نشات می گرفت و سوم استفاده از زبان نظامی به جای زبان دیپلماتیک در قضیه یمن از مجموعه این عوامل بودند. 

در این رابطه مثال میزنید؟

شما بیانیه های صادر شده در آن زمان را نگاه کنید اظهارنظرها را در قضیه یمن ببینید. در هیچ کدام ادبیات دیپلماتیک دیده نمی شود و همه ادبیات تند، یکسویه و با لحن بیانیه های شبه نظامی سخن می گوید. معلوم است طرف مقابل را تحریک می کند. ضمن اینکه طرف مقابل به شدت از نزدیکی ایران و آمریکا هراس داشته و دارد. هر مرحله که مذاکرات ایران و ۵+۱ جدی تر می شد نگرانی عربستان از آینده وضعیت منطقه و نزدیکی هرچه بیشتر ایران و آمریکا تقویت می یافت. 

با این وضعیت به نظر شما راه حل چیست؟ فکر می کنید چه باید بکنیم؟

من اعتقادم دارم باید از طریق دیپلماسی پنهان مسیر را پی بگیریم چون الان کار ایران و عربستان به جایی رسیده که عقب نشینی هر کدام شکست تلقی می شود و چنین کاری را هیچیک انجام نمی دهند. در نتیجه یا باید از طریق دیپلماسی پنهان یا از طریق واسطه هایی که مورد وثوق دو طرف هستند ایم اتفاق بیفتد. البته سلطان عمان کارهایی را انجام می داد ولی بعد از قطع رابطه و ماجرای سفارت کار پیچیده تر شده است. ضمن اینکه در کنار اینها ما باید در برخی سیاست های خود تجدیدنظرهایی انجام دهیم. کنترل یمن در حال حاضر دست عربستان است و این را باید بپذیریم. ما اینهمه هزینه دادیم و در نهایت هم عربستان آنجا کنترل امور را در دست گرفت و دنیا هم با این کشور همراه شد. الان هم حتی با مقداری تغییر لحن در مورد یمن، مسئله بحرین، امکان مشارکت و حضور عربستان در برخی مناطق که به طور کامل در اختیار ایران است می تواند طرف مقابل را برای اطمینان یافتن از اینکه ایران واقعا می خواهد با عربستان به مصالحه ای دست یابد، برساند. در کنار اینها استفاده از کسانی که مورد وثوق عربستان سعودی هستند هم می تواند ثمربخش باشد. ما از ظرفیت های آیت الله هاشمی استفاده نکردیم. البته این انتقاد به آقای روحانی هم وارد است. من انتظار داشتم آقای روحانی در همان سال اول حضورش ولو به بهانه سفر حج که هیچ دلیل سیاسی نمی خواهد به عربستان برود. البته همه می دانند این حج ها سیاسی است و حتما هم مذاکرات سیاسی در آن رخ خواهد داد ولی آن اتفاق هم رخ نداد. بنابراین مجموعه آن عوامل و این اشتباهات باعث شد ما به اینجا برسیم. 

ماجرا این است که شما فقط یک طرف ماجرا را تحلیل می کنید. وقتی طرف مقابل برای شما شمشیر را از رو بسته و خودتان هم می پذیرید هر نوع عقب نشینی به معنای شکست است، چگونه می توان اوضاع را یکسویه تحلیل کرد؟ ضمن اینکه وقتی عربستان می گوید شما باید ابتدا از کل این منطقه خارج شوید و بعد وارد گفتگو شویم، چه باید کرد؟ عربستان حضور ایران در یمن، سوریه، عراق و لبنان را حتی به رسمیت هم نمی شناسد. شما با چنین بازیگری چطور می خواهید مصالحه داشته باشید؟ ضمن اینکه به یاد داشته باشیم آن شرایط آرام گذشته در وضعیتی بود که ما هیچ حضوری در عراق نداشتیم، سوریه هم به این وضعیت در نیامده بود، بحرین و یمن هم کوچکترین ناآرامی نداشتند.

من شما را به مسئله ۵+۱ ارجاع می دهم. مگر آنها از ما نخواستند همه سانتریفیوژها را تعطیل کنیم، کل فرآیند هسته ای ما برچیده شود. 

ولی وقتی مذاکره شکل گرفت که طرف مقابل این حرف ها را کنار گذاشتند. ما در ابتدا به اوج تنش رسیدیم و بعد طرف مقابل حاضر شد امتیازاتی را به ما بدهد و بپذیرد که ایران هم باید سهم داشته باشد. 

خیر اصلا اینطور نبوده است. اتفاقا ما زمانی که به این نتیجه رسیدیم که دریافتیم با روال پیشین که دولت های نهم و دهم در پیش گرفتند به نتیجه نمی رسیم.

اما این تغییر در نگاه دو طرفه بود. هم ما روال غلط دولت پیشین را تغییر دادیم و هم آنها روش دیگری را در پیش گرفتند

آنها می دانستند که با احمدی نژاد نمی توان به توافقی رسید و اتفاقا با اینکه بعدها ایشان خیلی علاقه داشت این توافق صورت گیرد ولی آنها نمی خواستند با احمدی نژاد به توافق برسند. چرا اینگونه از انتخاب آقای روحانی استقبال جهانی شد؟ چرا از سیاست جدید ما که قطعا سیاست مجموعه نظام بود تا این اندازه استقبال کردند.

جاوید قربان اوغلی

مذاکره با آمریکا که در زمان آقای احمدی نژاد و در عمان آغاز شده بود، ولی چرا طرف آمریکایی از آن مذاکرات استقبال نکردند برای اینکه نیازمند یک تغییر علنی بودند. نمی شود در محرمانه مذاکره کرد و در علنی شعارهای تند بدهیم. آنها دنبال یکپارچگی سیاسی در حاکمیت و بدنه اجرایی نظام و دولت ایران بودند که این با انتخابات ۹۲ حاصل شد. بنابراین به همین دلیل بود که آنها بلافاصله سیاست برد- برد آقای روحانی و آغاز مذاکره را پذیرفتند و مذاکرات در کمتر از صد روز به توافق ژنو رسید و در ۲۲ ماه هم برجام حاصل شد. 

اما این را نباید فراموش کرد که ما سال ۸۲ را داشتیم که مذاکرات به بن بست رسید به همین دلیل که طرف غربی و به ویژه آمریکایی نمی خواستند به نتیجه نرسید. آمریکا اعتقاد داشت غنی سازی اورانیوم در ایران همچنان در وضعیت تعلیق بماند. در حالی که وقتی آقای روحانی به عنوان رئيس جمهور مسئولیت را در دست گرفت ما به برخی پیشرفت ها رسیده بودیم و طرف مقابل نمی توانست بگوید کل برنامه هسته ای ایران برچیده شود.  اگر اینطور است که شما می گویید چرا سال ۸۲ توافق نشد؟ و در عین حال در طرف مقابل هم تیمی روی کار بود که تمایل داشت این ماجرا حل شود. شما فرض کنید اگر به جای آقای اوباما، جان مک کین رئيس جمهور آمریکا بود، فکر می کنید مذاکرات به نتیجه می رسید؟

ما نمی توانیم اینگونه فرضیات را بررسی کنیم. در خصوص سال ۸۲ من برخلاف تندروهایی که آقای روحانی را متهم می کنند که در آن زمان همه چیز را وادادیم، بر این باورم آن هم تصمیم نظام بود. اما اشتباه ما در دولت قبلی بود چرا که ما می توانستیم در دولت پیشین همه آن کارها را در بخش فنی انجام دهیم و در بخش سیاسی به سمت مذاکره برویم. ما در بخش فنی آن کارها را انجام دادیم ولی در بخش سیاسی با سیاست چکشی با ماجرا برخورد کردیم. همه می دانیم که آقای جلیلی مذاکره نمی کرد، حتی آقای لاریجانی در حال پایان دادن مذاکرات بود و به نتیجه هم رسیده بودیم ولی آقای احمدی نژاد مانع شد و آقای لاریجانی استعفا داد. در بخش سیاسی رنگ و بوی حرکات ما چالشی، برخوردی و ستیز بود. 

این بخش از فرمایش شما را می پذیرم ولی در عین حال بازی دو طرف و بازیگر دارد. شما نمی توانید یک طرفه خودتان بخواهید و به نتیجه هم برسید. تا زمانی که طرف مقابل نخواهد از نتیجه خبری نخواهد بود. طرف مقابل در آن دوره بنا به دلایل مختلف نمی خواست به نتیجه برسد. 

در کدام دوره؟

در دوره اول آقای روحانی، آقای روحانی خیلی حسن نیت نشان داد و مذاکرات هم خیلی هم خوب پیش رفت و توافقات سعدآباد و بروکسل هم توافقات خوبی بودند ولی آمریکا به دلیل اینکه خودش در مذاکرات حاضر نبود زیر میز زد و نمی خواست مذاکرات به نتیجه برسد و اروپایی ها هم تحت این فشار قرار داشتند، تا وقتی هم که آن فضا وجود داشت، چه آقای روحانی، چه آقای ظریف و چه هر کس دیگری بر سر کار بود مذاکرات به نتیجه نمی رسید. برجام الان به این دلیل به نتیجه رسید که طرف مقابل هم به این باور رسید که باید از مسیر دیگری وارد عمل شود. در نتیجه باید بپذیریم که هر دو طرف باید تمایل داشته باشند این روند به نتیجه برسد وگرنه نتیجه ای در کار نخواهد بود. شما با این بخش موافقید؟

بله کاملا

در نتیجه مقصودم این است که ماجرای عربستان هم چنین شرایطی دارد. تا زمانی که طرف مقابل به این خواسته نرسد ما چطور می توانیم انتظار داشته باشیم برخی تعدیل ها در سیاست خارجی و منطقه ای ما در نهایت به عادی سازی و بهبود مناسبات بینجامد؟

شما با چه اطمینانی می گویید طرف مقابل نمی خواهد هیچ همراهی داشته باشد؟

برای اینکه نمودهای عینی اش دیده می شود. ماجراهای سوریه، اتفاقات عراق، اظهارنظرهای مقامات سعودی، اعدام شیخ نمر و …

مگر این نمودهای عینی در مسئله هسته ای در دوره قبل نبود؟ اما فضا عوض شد. ببینید شما باید به سیگنال ها توجه کنید. من نقش آقای اوباما را بسیار اساسی می دانم. من اصلا معتقدم مذاکرات ۵+۱ نبود مذاکرات ۱ با ۱ بود. آقای ظریف یکبار به من گفت وزیر خارجه آلمان گفته که چرا اینقدر ما را برای مذاکرات به وین و ژنو می کشانید؟ خودتان با آقای کری تمام کنید و بگویید بیاییم و امضا کنیم. بنابراین آنها هم تغییر کردند، در این تغییر نقش اوباما کاملا محوری بود ولی نتیجه چه شد؟ نتیجه این شد که خودمان هم در نهایت از سیاست های اعلامی مان عقب نشینی کنیم. اصلا نرمش قهرمانانه معنی اش همین بود. مگر ما حاضر بودیم یک سانتریفیوژ را کم کنیم؟ ولی حاضر شدیم سانتریفیوژها را به ۶ هزار تا تقلیل دهیم، فردو و اراک را تغییر دهیم. در نتیجه باید به شما بگویم سیاست های هشت ساله دولت احمدی نژاد هیچ خدمتی به برنامه هسته ای ما نکرده است فقط هزینه ها را بالاتر برد. نه در مسئله هسته ای بلکه در مسئله اقتصادی هم ضرر و زیان های فراوانی را به کشور تحمیل کرد. همین یک نمونه بابک زنجانی نتیجه فساد ناشی از آن سیاست ها در مسئله هسته ای بود و اصرار غیر ضروری بر این مسئله. این کاملا با اینکه شما بگویید برای ما دست آورد داشته متفاوت است. کسی منکر دست آوردها نیست و من هم موافقم که دست آوردها باعث شد غربی ها حاضر شوند با ما مذاکره کنند. در حالی که ما می توانستیم تمام این دست آوردها را داشته باشیم با هزینه بسیار بسیار کمتر. آنچه هزینه ها را بالاتر برده نه سانتریفیوژها و چرخیدن آنها که سیاست اعلامی وزارت خارجه و دولت آقای احمدی نژاد در هشت سال گذشته بود. 

فرمایشات شما در کلیات صحیح است ولی در خصوص مورد عربستان سعودی این سیگنال ها چندان دیده نمی شود. شما به نقش آقای اوباما اشاره کردید ولی این طرف کدام یک از خاندان آل سعود از بهبود و عادی سازی روابط با ایران حمایت می کند؟

ببینید در عربستان شاید آن سیگنال به دلیل حاکمیت امنیتی و نسل جدید شاهزادگان خیلی سخت باشد پیدا کرد ولی دنیای سیاست، صفر و صدی نیست. شما به خاطر دارید عربستان تا چه اندازه در جنگ ایران و عراق به صدام کمک کرد، نقل قول معروف امام که فرمودند ما اگر صدام را ببخشیم از فهد نمی گذریم را هم به یاد دارید، اما امام هم آن نرمش قهرمانانه را انجام داد، حال از شما می پرسم همان سیگنال و نرمش را شما در ایران می بینید؟

دیگر ما باید چه کار می کردیم؟ 

اینکه شما در لحن بگویید بله ما قصد تنش زدایی داریم و می خواهیم مشکلات را حل کنیم مشکلی را حل نمی کند آن هم در شرایطی که از آن طرف در یمن به صورت عربستان چنگ بیندازی که در نهایت هم به ضرر خودمان تمام شود و سعودی همه را پاکسازی کند. در عراق حاکمیت کاملا در دست شیعیان و متحدین ماست و هیچ جایی برای نیروهای نزدیک به عربستان نباشد. در سوریه پوزه عربستان را به خاک بمالیم. به سفارت این کشور در تهران و مشهد حمله می کنیم و آن را به آتش می کشیم.  شما آیا مفری باز کردید که آنها جلو نیایند؟ ببینید سیاست های ما هم کمتر از عربستان تهاجمی نبوده است. شما فضا را باز کنید قدری منافع عربستان را به رسمیت بشناسید. مسئولین  و بدنه کارشناسی وزارت خارجه در این حوزه باید به این سوالات پاسخ دهند. من فکر می کنم برای این امر و از این باب که شان دو طرف هم حفظ شود باید با دیپلماسی پنهان و از طریق واسطه ها کار را شروع کرد. یعنی ما اول این جنگ را باید آتش بس بدهیم و بعد از آتش بس روند مذاکرات را آغاز کنیم. می توان برای عربستان جایگاهی را قائل شد. نفت سرنوشت همه ماست و این سیاست عربستان باعث شده قیمت نفت تا این اندازه پایین بیاید. چرا نفت ۱۰۰ دلاری به این قیمت برسد؟ از این مناقشه چه کسی ضرر و کدام بازیگران استفاده می کنند؟ اگر بپذیریم که به جای نقاط اختلاف موضوعات مشترک دو کشور را پیدا کنیم. چطور آقای خاتمی توانست این کار را انجام دهد؟ بله آن زمان بحران های منطقه ای نبود ولی به هر حال ظرفیت های دیپلماتیک و رهبران در سیاست مداری و سیاست گذاری اینجاهاست که خود را نشان می دهد. اگر ما به عربستان ایراد می گیریم که در یمن چه می کند به ما هم همین ایران می تواند وارد باشد. شما نمی توانید به دیگران ایراد بگیرید ولی خودتان را مبرا بدانید. بله بهتر است هیچ دخالتی در هیچ کشوری نباشد و سرنوشت کشورها را خود مردم آنها تعیین کنند ولی واقعیت این است که دنیای سیاست این نیست. 

در مجموع من فکر می کنم، اگر واقعا نگاه واقع بینانه ای در این مسئله حکمفرما شود امکان حل مسئله عربستان سعودی وجود دارد. 

 

سایت خبر آنلاین، جمعه 30 بهمن 1394

لینک مطلب:

http://www.blogfa.com/Desktop/Default.aspx?r=2078639

منبع : سحوری در درک عربستان جدید ناکام بودیم/سیاست های ما هم کمتر از عربستان تهاجمی نبوده است
برچسب ها : عربستان ,آقای ,نتیجه ,سیاست ,مسئله ,مذاکرات ,احمدی نژاد ,آقای روحانی ,وزارت خارجه ,عربستان سعودی ,روابط ایران ,جاوید قربان اوغلی ,عربستان تهاجم

انتخابات در دوره پسا برجام

:: انتخابات در دوره پسا برجام

با اعلام نتایج بررسی شکایات نامزد های عدم احراز و یا رد صلاحیت شده ، پرونده انتخابات آتی مجلس مختومه شد.اعلام اولیه نتیجه بررسی های هیات های نظارت شورای نگهبان شوک بزرگی بر عرصه سیاسی کشور بود .انتظار می رفت رایزنی  رئیس جمهور و دیگر صاحب منصبان با بزرگان نظام و اعضاء شورای نگهبان شرایط بهتر و عادلانه تری را برای رقابت انتخاباتی فراهم آورد.اعلام نتایج که در خوشبیانه ترین حالت مرهم کوچکی بر زخم های بزرگ بود.از اظهارات رییس جمهور در همایش ملی زنان ، اعتدال و توسعه و گریز ایشان بر دکان ، لباس فرزندان و سرماخوردگی  ....و نهایتا توصیه مشفقانه ایشان به ابتیاع از این دکان خالی در هفتم اسفند نیز پاسخی به انتظارات طیف وسیع کسانی که به تلاشهای صاحب منصبان نظام دل بسته و تعهدی ملی برای برگزاری انتخاباتی با شکوه ، رقابتی و عادلانه بر گرده خود احساس می کنند ، نیافزود.

در فاصله اعلام اولیه و بررسی شکایات ، صدا و سیمای " ملی "؟ و تمامی رسانه های نوشتاری و مجازی طیف وسیع اصولگرایان ، آسمان و ریسمان را به هم بافتند تا به مخاطبان بقبولانند " کاری که شورای نگهبان کرد" در همه جای دنیا مرسوم است.پس ای جماعت رای دهندگان آسوده خاطر باشید که هیچ تخلف و تخطی از قانون صورت نگرفته و هیچ حقی از هیچ کاندیدایی ضایع نشده و همه  رد صلاحیت شدگان مشمول منطق و معیار " میزان حال فعلی افراد " شده اند.چه آنان که در جبهه به درجه جانبازی نائل آمده اند و یا کسانی که در رده های مختلف عهده دار مدیریت های سطوح مختلف  نظام در 37 سال گذشته بوده اند.

به عنوان یکی از اصحاب "اهل قلم" از زمان ثبت نام نمایندگی مجلس که به دلیل توفیق زیارت عتبات در سرکنسول گری کشورمان در نجف انجام شد، تا امروز که این سطور را می نگارم طی دو سه هفته اخیر حتی المکان ،سکوت  در فضای رسانه ای را برگزیدم . به درخواست های برحق دوستان رسانه برای نگارش یادداشت و مقاله ، علیرغم میل خود  پاسخ منفی دادم تا شائبه استفاده از " رانت قلم " و سوء استفاده از فرصت حضور در رسانه های مطرح کشور برمن نچسبد.در برگه اعتراض به رد صلاحیت نیزبا کوتاهترین عبارات ممکن تلاش کردم اتهامات بند 1 و 3 ماده 28 را از خود بزدایم چون واقعا آن را توهینی نه به خود که به کشور و مسولانی که در دوره های مختلف به این حقیر اعتماد کرده و دوباره عنوان پرطمطراق" سفیر فوق العاده و تام الاختیار"بر سینه من حک کردند ، می دانستم.

اکنون نیز گلایه ای از رد صلاحیت خود ندارم. نگرانی و دغدغه من تاثیر رد صلاحیت های گسترده علاوه بر سطح و میزان مشارکت مردم در انتخابات پیش رو ، بر اعتبار کشور در عرصه جهانی در شرایط پسا برجام است.هیچکس تردیدی ندارد که توافق جامع مشترک با 1+5 قفل های روابط کشور با جهان را گشود.اتفاقا اگر یک بار و یک جا " کلید " روحانی جواب داده باشد، دستاورد شگرف مذاکرات هسته ای موسوم به " برجام " است که  بار سنگین تحریم های ظالمانه  و  قطعنامه های ذیل فصل هفت شورای امنیت سازمان ملل را از گرده مردم و کشور برداشت ، پروژه صهیونیستی ایران هراسی را با شکست روبرو کرد و فضای تنفسی وسیعی را در عرصه در جهان به روی کشور گشود و ....قس علیهذا.

تنوع آراء ، تکثر سیاسی و برخورداری از جناح های سیاسی متنوع در مجلس از ویژ گی های مثبت نظام های مردم سالار است.  در شرایطی که کشورهای جهان به طور بیسابقه ای از شرایط جدید کشور در دوره پسا برجام استقبال کرده و شاهد حضور و رقابت کشورهای جهان در ایران هستیم ، باید از اقداماتی که شائبه یک دست کردن قوه مقننه  به عنوان یکی از ارکان اصلی کشور پرهیز کرد.تردید نداشته باشیم کشورهای جهان و سرمایه گذاران خارجی با رصد تحولات داخل کشور تصمیم می گیرند و عمل می کنند.کشور ما پس از دوره پرهزینه 8 سال دولت گذشته نیازمند برون رفت از دوران گذشته است.اتفاقی که  انتخابات 92 آن را رقم زد و دستاوردهای آن نیز به سرعت به منصه ظهور رسید.

به عنوان کارشناسی که بیش از 30 سال در عرصه روابط خارجی کشور فعالیت کرده و اندک آشنایی با نظام بین الملل و کشورهای جهان دارم ، با جرات و شهامت می گویم روشی که ما برای بررسی صلاحیت های نامزدهای انتخابات برگزیده ایم ، نمونه مشابهی در نظام های سیاسی موجود جهان ندارد.مجلس نماد و خانه ملت و جای جلوس نمایندگان ملت هاست .در شرایطی که حتی در یک منزل و زیر یک سقف شاهد عقاید و سلائق گوناگون هستیم ، چگونه می توان پذیرفت که یک جناح و یک سلیقه 80 میلیون جمعیت کشور را نمایندگی کند؟  

جاوید قربان اوغلی

17/11/1394

    

 مطلب فوق به عنوان سرمقاله روزنامه شرق مورخ دوشنبه  19 بهمن 1394 با حذف برخی قسمتها به شرح ذیل درج شده است.

با اعلام نتایج بررسی شکایات نامزد‌های احراز  صلاحيت نشده یا ردصلاحیت‌شده، پرونده انتخابات آتی مجلس مختومه شد. اعلام اولیه نتیجه بررسی‌های هیأت‌های نظارت شورای نگهبان تأثیراتی بر عرصه سیاسی کشور داشت. انتظار می‌رفت رایزنی رئیس‌جمهور و دیگر صاحب‌منصبان با بزرگان نظام و اعضای شورای نگهبان، شرایط متفاوت‌تری برای رقابت انتخاباتی فراهم کند. اظهارات رئیس‌جمهور در همایش ملی «زنان، اعتدال و توسعه» و گریز ایشان به موضوع دکان، لباس فرزندان، سرماخوردگی...، و نهایتا توصیه مشفقانه ایشان به ابتیاع از این دکان در هفتم اسفند نیز پاسخی به انتظارات نداد. 

در فاصله اعلام اولیه و بررسی شکایت‌ها برخی رسانه‌ها تلاش کردند به مخاطبان بقبولانند همه ردصلاحیت‌شده‌ها مشمول منطق و معیار «میزان حال فعلی افراد» شده‌اند. به‌عنوان یکی از اصحاب «اهل قلم» از زمان ثبت‌نام نمایندگی مجلس که به دلیل توفیق زیارت عتبات در سرکنسولگری کشورمان در نجف انجام شد، تا امروز که این سطور را می‌نگارم، در دو، سه هفته اخیر تا آنجا که ممکن بود، سکوت در فضای رسانه‌ای را برگزیدم.
 به درخواست‌های برحق دوستان رسانه برای نگارش یادداشت و مقاله، با وجود میل خود، پاسخ منفی دادم تا شائبه استفاده از «رانت قلم» و سوءاستفاده از فرصت حضور در رسانه‌های مطرح کشور مطرح نشود. در برگه اعتراض به رد صلاحیت نیز با کوتاه‌ترین عبارات ممکن تلاش کردم اتهامات بند یک و سه ماده ٢٨ را از خود بزدایم.
شاید اثر رد صلاحیت‌ها بر شرایط پسابرجام، کمتر موردمداقه قرار گرفته باشد. هیچ‌کس تردیدی ندارد توافق جامع مشترک با ١+٥ قفل‌های روابط کشور با جهان را گشود. اتفاقا اگر یک ‌بار و یک ‌جا «کلید» روحانی جواب داده باشد، دستاورد شگرف مذاکرات هسته‌ای موسوم به «برجام» است که بار سنگین تحریم‌های ظالمانه و قطع‌نامه‌های ذیل فصل هفت شورای امنیت سازمان ملل را از گُرده مردم و کشور برداشت، پروژه صهیونیستی ایران‌هراسی را با شکست روبه‌رو کرد و فضای تنفسی وسیعی را در عرصه جهان به روی کشور گشود و... . 
تنوع آراء تکثر سیاسی و برخورداری از جناح‌های سیاسی متنوع در مجلس از ویژگی‌های مثبت نظام‌های مردم‌سالار است. در شرایطی که کشورهای جهان به طور بی‌سابقه‌ای از شرایط جدید کشور در دوره پسابرجام استقبال کرده‌اند و شاهد حضور و رقابت کشورهای جهان در ایران هستیم، باید از اقداماتی که درباره مجلس و انتخابات آن به‌عنوان یکی از ارکان اصلی کشور شائبه ایجاد می‌کند، پرهیز کرد. تردید نداشته باشیم کشورهای جهان و سرمایه‌گذاران خارجی با رصد تحولات داخل کشور تصمیم می‌گیرند و عمل می‌کنند. کشور ما پس از دوره پرهزینه هشت سال دولت گذشته، نیازمند برون‌رفت از آن دوران است. اتفاقی که انتخابات ٩٢ آن را رقم زد و دستاوردهای آن نیز به‌سرعت به منصه ظهور رسید. مجلس نماد و خانه ملت و جای جلوس نمایندگان ملت است. در شرایطی که حتی در یک منزل و زیر یک سقف شاهد عقاید و سلایق گوناگون هستیم، باید پذیرفت همه جناح‌ها و سلیقه‌ها، ٨٠‌ میلیون جمعیت کشور را نمایندگی‌کنند. 

شرق ، دوشنبه 19 بهمن 1394 ، ص 1 ( سرمقاله ).لینک مطلب:

/http://www.sharghdaily.ir/News/85647

 

 

منبع : سحوریانتخابات در دوره پسا برجام
برچسب ها : کشور ,جهان ,مجلس ,انتخابات ,سیاسی ,کشورهای ,کشورهای جهان ,اعلام اولیه ,شورای نگهبان ,اعلام نتایج ,بررسی شکایات ,برای نگارش یادداشت ,برحق دوستان

آیا دیپلماسی عمومی دولت در بحران عربستان کارآمد بوده است؟

:: آیا دیپلماسی عمومی دولت در بحران عربستان کارآمد بوده است؟

مقاله ظریف ناشی از فشارهای سنگین داخلی بود


اما جاوید قربان اوغلی مدیرکل پیشین آفریقای وزارت خارجه در گفتگو با فرارو گفت: «از خرداد 1392 جهت گیری سیاست خارجی دولت در راستای خارج کردن کشور از انزوا، بازگشت به صحنه بین الملل و بیان آقای روحانی و ظریف "تعامل با جهان بود". دستاوردهایی مانند استقبال جهان از این رویکرد، بهبود و بازسازی روابط با کشورهای تاثیرگذار جهان و نهایتا موفقیت بزرگ برجام حاصل این رویکرد بود.»
وی ادامه داد: «طی دو سال و اندی از زمان تشکیل دولت یادهم مخالفین دولت از هیچ تلاشی برای سنگ اندازی و ناکام گذاشتن دولت در سیاست خارجی فروگذار نکردند. تلاش دلواپسان برای جلوگیری از توافق با 1+5 حتی در مجلس را فراموش نکرده ایم. اکنون نیز که از پل برجام عبور کرده ایم هنوز بیکار ننشسته و از راههای دیگر تلاش می کنند سیاست خارجی دولت یازدهم را با ناکامی روبرو نمایند.»
وی افزود: «در شرایط کنونی هر گونه اقدامی در داخل و در منطقه و عرصه بین المللی از جانب هرکس اعم از عناصر دولت و یا فعالان سیاسی حامی دولت انجام بگیرد که اوضاع را دچار پیچیدگی بیشتر کند بازی کردن در زمین دلواپسان داخلی و کشورهای مخالف برجام در منطقه و جهان است.»
قربان اوغلی اظهار کرد: «از این منظر من ادبیات مقاله اخیر دکتر ظریف در نیویورک تایمز را بیش از آنکه در جهت مدیریت تحولات اخیر منطقه باشد، ناشی از حجم سنگین فشارهای داخلی به ایشان به عنوان سکاندار دستگاه دیپلماسی کشور می دانم چراکه این مطلب اولا رضایت دلواپسان داخلی را به دنبال دارد و دیگر اینکه باعث تحریک بیشتر عربستان در جبهه بندی و یارگیری علیه ما خواهد شد.»
وی ادامه داد: «موضوعاتی که ایشان در این مقاله در رابطه با اقدامات عربستان علیه اماکن دیپلماتیک ما در یمن، بیروت و .... بیان کرده با اتفاقی که در تهران افتاد از یک جنس نیست. نکته مثبت در مقاله اشاره به اقدامات تنبیهی و انظباطی در  مورد عاملان  این اقدام است که امری ضروری بود و فکر می کنم مخاطبان مقاله از آن استقبال خواهند کرد. البته برکناری برخی از مسولان بخشی از این کار است و اصل آن در محاکمه و مجازات عاملان است.»
وی افزود: «اشاره آقای ظریف به برخی موضوعات که مسببین آن در هاله ای از ابهام قرار دارد و جامعه بین المللی آنها را تایید نکرده و بیانیه ای نداده و همسنگ قرار دادن آنها با تعرض به سفارت سعودی را نمی توان در یک قالب ارزیابی کرد.»
وی با بیان اینکه هدف دیپلماسی عمومی اقناع مخاطبان برای اقداماتی است که انجام دادیم یا می خواهیم انجام دهیم گفت: «متاسفانه از این مقاله سیاست ادامه برخورد با سعودی در ذهن متبادر می شود در حالی که هدف دولت ایران مهار این بحران و آرام کردن منطقه است.»
وی افزود: «لحن تند این مقاله با رویکرد دکتر ظریف و دولت یازدهم که حل مشکلات با همسایگان و آرام سازی منطقه را در دستور کار دارند، هموانی ندارد.»
مدیرکل پیشین افریقای وزارت خارجه اظهار کرد: «حتی در صورت صحت موارد مندرج در مقاله، دستگاه سیاست خارجی قبل از مراجعه به دیپلماسی عمومی باید از دیپلماسی رسمی بهره می جست در حالیکه طی همین مدت و در حالی که عربستان تمام توان دیپلماسی خود را در این راستا قرار داده و فعالیت های مخربی علیه ما انجام داد، دستگاه دیپلماسی ما هیچگونه تحرکی نداشته است.»
وی ادامه داد: «در ایران جز سفر قائم مقام وزیر خارجه هیچ حرکتی دیده نشده است. با توجه به مقبولیت دکتر  ظریف در عرصه بین المللی ایشان می توانست با استفاده از ظرفیت خود و همکارانش و حتی دیگر مقامات دولت، فعالیت های وسیع دیپلماتیک برای بیان آنچه که در این مقاله گفته شده در قالب دیپلماسی رسمی به کشورهای جهان اعلام نماید. دیپلماسی تلفنی اقدام خوبی است ولی قطعا  گفتگوی رو در رو تاثیرگذارتر است.»
وی افزود: «متاسفانه آنچه که باید در چارچوب دیپلماسی رسمی صورت می گرفت را کنار گذاشتیم و هیچگونه رایزنی دیپلماتیک با کشورهایی که این اخبار را می شنوند نداشتیم.»
قربان اوغلی اظهار کرد: «تاثیرگذاری برخی مطالب در چارچوب رسمی بیشتر است تا اینکه به صورت علنی در یک روزنامه پرتیراژ مطرح شود که می تواند مورد سوءاستفاده کسانی واقع شود که می خواهند تنش میان ایران و عربستان بیشتر شود.»
وی ادامه داد: «آقای ظریف در این مقاله اشاره می کند که وی و رئیس جمهور روحانی در طول این دو سال اقداماتی در جهت حل بحران های منطقه انجام داده اند اما واقعیت این است که چنین تلاشی نمود خارجی و در افکار عمومی نداشته است.»
وی ادامه داد: «مشکل اصلی در منطقه است و تلاش ها باید از روزهای اول کار دولت برای مهار اختلاف میان ایران و عربستان و جلوگیری از تعمیق آن صورت می گرفت. در حال حاضر شاهد عمیق ترین اختلافات مذهبی (شیعی و سنی) از یک طرف و عرب و عجم از سوی دیگر هستیم که حتی در دوره جنگ تحمیلی و تلاش صدام برای  عربی -  فارسی کردن جنگ هم تا این اندازه نبود.»
وی افزود: «در داخل وزارت خارجه مدیران و مشاورانی که گرایش دولت و توانمندی آقای ظریف را داشته باشند وجود ندارد و باید گفت ضعف ستادی وزارت خارجه در حوزه منطقه ای در رسیدن ما به این وضع در منطقه سهم داشته است.»
قربان اوغلی تصریح کرد: «در شرایط کنونی باید همه تلاشهای دیپلماتیک برای مهار بحران در منطقه متمرکز گردد. این امر حتی برای پیشبرد برجام نیز در اولویت است و کسانی که هنوز از بیان مخالفت خود با برجام ابا ندارند، تلاش می کنند با دامن زدن به بحران های ایران با کشورهای همسایه، دولت را تحت فشار قرار دهند.»

 

سایت فرارو ،24 دی 1394

لینک مطلب:

/http://fararu.com/fa/news/258703

منبع : سحوریآیا دیپلماسی عمومی دولت در بحران عربستان کارآمد بوده است؟
برچسب ها : دولت ,منطقه ,دیپلماسی ,مقاله ,ظریف ,عربستان ,سیاست خارجی ,وزارت خارجه ,دیپلماسی عمومی ,»قربان اوغلی ,دیپلماسی رسمی ,»قربان اوغلی اظهار